205بيت تو. رسول گفت: عليٌّ منّي و أنَا مِن عليّ، يعنى: على از من است و من از علىّام؛ و على را بخواند و سوره براءت را تمام به وى داد، و ابوبكر را معزول بكرد.
و همچنين در قضاى يمن و در حرب ذات السلاسل و در فتح مكه و امثال آن و اوضح من ذلك، يعنى: روشنتر از آن است كه رسول گفت:
يا علىّ ! لَا يَتَقَدَّمُكَ بَعْدِي إلاّ كَافِرٌ وَ لا يَتَخَلَّفُ عَنْكَ بَعْدِي إِلاّ كَافِرٌ وَ إِنَّ أهْلَ السَّمَاوَاتِ ليُسَمُّونَكَ أمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ
[بحار: 307/37] ، يعنى: يا على! درپيش تو نيفتد، و از تو مقدّمى نجويد، و قدم در پيش تو ننهد بعد از تو الاّ كافرى، و خلاف تو نكند بعد از من الاّ كافرى؛ و به درستى كه اهل آسمانها تو را اميرالمؤمنين نام نهادهاند و تو را اميرالمؤمنين مىخوانند.
و علىّ عليه السلام گفت:
ألا إنّ أبابكر ابتزّني عليها و هو يَعلم أنّي خيرٌ منه و أولي بها منه و ولاّه عمر و هو يعلم أنّي خيرٌ منه و أولي بها منه؛ ألا ما زلتُ مظلومًا، ألا ما زلتُ مقهوراً منذ قَبَضَ اللّه نبيّه،
يعنى: على گفت: به درستى كه ابوبكر اينخلافت را از من در ربود و غلبه كرد بر آن، و او مىداند كه من بهتر از اويم، واولىَترم به خلافت از او، و عمر او را والى گردانيد، و او مىداند كه من بهترم از او، و من اولىَترم به اين [108] خلافت از او؛ و آگاه باشيد كه من هميشه مظلوم بودم، و هميشه مقهور بودم. بر من ظلم و قهر كردند از آن زمان باز كه خداى تعالى قبض روح پيغمبرخود كرد.
و رسول صلّى الله عليه وآله گفت:
انّه سيلي هذا الأمر بعدى أبوبكر فإن قاتلتَ فلك و إن تركتَ فهو خير لك، ثمّ يَلي بعده عمر فإن قاتلتَ فلك و إن تركت فهو خيرٌ لك، ثم يلي بعده عثمان فإن قاتلت فَلَكَ و إن تركتَ فهو خيرٌ لَك.
قال عليّ: لولا قُربُ عَهدِ النّاس بالكفر لجاهَدتُهم،
[الصراط المستقيم: 158/3]
يعنى: به درستى كه زود باشد كه حاكم و والى شود اين كار را پس از من