206ابوبكر. پس اگر تو قتال و جهاد و كارزار كنى اين كار تو را بود، و اگر بگذارى و رها كنى اين تو را بهتر بود. بعد از آن حاكم و والى گردد پس از او عمر. پس اگر تو قتال كنى اين كار تو را بود، واگر ترك كنى تو را بهتر بود. پس حاكم و والى گردد بعد از آن عثمان، و اگر قتال و كارزار كنى اين كار تو را بود، و اگر ترك كنى و بگذارى اين تو را بهتر بود.
وعلىّ عليه السلام گفت: اگر نه نزديكى عهد مردمان بودى به كفر، هرآينه با ايشان جهاد و كارزار كردمى، يعنى بدان زودى مردمان در اسلام آمده بودند اگر با ايشان غزا مىكردم ديگر بار همه به سر كفر و شرك مىرفتند.
الخبر التاسع عشر:
روايت مىكنند از عمرو عاص كه وى گفت: يا نبيَّ اللّه! من أحبّ النّاس إليك؟ فقال: عائشة؛ فقال: مِنَ الرجال؟ قال: أبوها،
يعنى: اى پيغمبر خدا! دوستترينمردمان به نزديك تو كدام است؟ پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود: عايشه. بعد از آن عمروعاص گفت: از مردان كدام دوستتر است به نزديك تو؟ پيغمبر فرمود: پدر او - يعنى ابوبكر.
الاشكال عليه:
في المصابيح - و عليه اجماع علماء الشيعة و النواصب - عن عائشة أنّها سُئلت: أيّ الناس كان أحبّ إلي رسول اللّه؟ قالت: فاطمة، فقيل: مِن الرجال؟ قالت: زوجها.
و في المصابيح عن المطلب بن ربيعة: أنّ العباس دَخَلَ على رسول الله مُبغضًا و أنا عنده، فقال: ما أغضَبَكَ؟ قالَ: يا رَسُولَ اللَّهِ! مَا لَنَا وَ لِقُرَيْشٍ إِذَا تَلَاقَوْا تَلَاقَوْا بِوُجُوهٍ مُسْتَبْشِرَةٍ وَ إِذَا لَقَوْنَا [لَقَوْنَا] بِغَيْرِ ذَلِكَ؛ فَغَضِبَ رسول الله حتّى احمرّ وجهه، ثُمَّ قَالَ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَا يَدْخُلُ قَلْبَ رَجُلٍ الْإِيمَانُ حَتَّى يُحِبَّكُمْ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ [بحار: 558/29] ثم قال: أيّها الناس من آذي عمّي فقد آذاني و إنّما عمّ الرجل صنوا أبيه.