91
الإحسان، الأمير العادل سلطان قنعرازين، على قولاللّٰه تعالى:
«وَ لاٰ تَأْكُلُوا أَمْوٰالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبٰاطِلِ»
1
و علم أنّ عواقب الظلم ذميمة، و موارده وخيمة، فصدّر أمره العالى بأن لايؤخذ من دلّالي الأبريسم و غيره من الأقشمة شيء، بعلّة الضمان و مطامع الديوان، و أن لايؤخذ من جند حاكم بغداد و غلمانه وأرباب ديوانه شيء بعلّة التمغاء 2، و من غيّر ذلك أو شيئاً منه
فعليه لعنةاللّٰه و الملائكة والناس أجمعين، وكتب في ذيالحجة سنه «921» و الحمدللّٰه وحده.
اين لوحه همانطور كه ايام سلطنت و استيلاى «شاه اسمعيل صفوى» را در «عراق»، روزگار مجد و عظمت ديرينۀ «ايران» را به خاطر مىآورد، همانطور با مشاهدۀ اوضاع پريشان امروزه مملكت ما، هر ذىحسى را متأثر و ملول و افسرده مىكرد، خداوند ما ايرانيان را از اين بيشتر زبون و ذليل نكند، و انتقام ما را از جانشينان «شاه اسمعيل» بكشد (شرح خان اورتمهو لوحۀ سنگآن به مناسبت تاريخى بودن و اهميتش نوشته گرديد).
حملهدارها
چهارشنبه بيستم شوال مطابق «شانزدهم سرطان»، چنانچه ذكر شد ما از جمله كسانى بوديم كه با استماع هر گونه اخبار وحشتناك روى از مقصد خود برنگردانيديم، و دست از عزم راسخ خود نكشيديم، و در مدت چند روزه اقامت «كاظمين» وسائل مسافرت دريا را از هر جهت فراهم كرديم،