37طرف عصر مجدداً سوار شده حركت كرديم، قبل از غروب وارد «قزوين» شديم، شب را مهمان آقا «سيد محمّد تاجر» كه با آقا «سيد ابوطالب» رفيق راه ما دوستى و سابقه داشت بوديم. نهار هم در منزل «مشهدى ابراهيم» كه از بستگان «مشهدى محمّدحسين يراقچى» است دعوت شديم.
شاهزاده حسين
سهشنبه 29 شعبان مطابق «28 ثور»، صبح به زيارت «شاهزاده حسين» فرزند «حضرت امام رضا عليه السلام » كه در بقعۀ خيلى قشنگ در خارج شهر مدفون است رفتيم. مقبرۀ شهيد ثالث - عليه الرّحمه - در صحن «شاهزاده حسين» واقع است، فاتحه تقديم روح آن بزرگوار نموديم.
هواى «قزوين» قدرى خنكتر از «طهران» است. هنوز اينجا گل سرخ و نوبرانۀ خيار و باقلا و ريواس 1 به بازار نيامده، با اينكه در «طهران» ابتداى فراوانى آنها بود. يك قسم ريواس در دكانها ديده شد، كه كوتاهى آن به قدر كنگر 2 است و آنرا «اشكونج بالا بلند» مىگويند.
قزوينىها برادر زن را زن برادر، و پدر زن را زن پدر مىگويند چند بار اتفاق افتاد كه معرفى يك نفر شخص را مىخواستيم، يكى مىگفت:
اين آقا زن برادر من است يا زن پدر من است، اين اصطلاح و لفظ اشكونج بالا بلند، مدتى موضوع شوخى و مزاح ما با رفقاى قزوينى شده بود.
مدت مديدى در خيابانهاى طويل شهر، كه موسوم به خيابان