36گذشته، سوار شده رانديم. هوا در نهايت صفا و طراوت بود، تا مسافت بعيدى تماشاى باغات بىشمار، و اراضى مزروعۀ «كرج» مىنموديم، در «قريۀ كردان»، اداره راهدارخانه بليط دستگاه را مميزى 1 كردند. دو ساعت به ظهر مانده وارد قصبه «ينگى امام» شديم، قبلاً به زيارت «امامزاده هادى» و «امامزاده علىنقى» كه در يك بقعه مدفوناند رفتيم، بعد كاروانسراى شاه عباسى را كه مخروبه شده است تماشا كرديم.
يك قسمت از اين كاروانسرا را، يك نفر فرانسوى تعمير و مهمانخانه كرده است. بازار نوساز قشنگى در «ينگى امام» هست كه داراى شانزده باب دكان است، در سفرى كه چند سال قبل به «همدان» كردم تمام اين دكاكين مفتوح و دائر و داراى همهگونه مايحتاج مسافر و مالالتجاره بود. امّا بدبختانه فعلاً هيچيك از آنها داير نيست و تماماً بسته است، علت آن را نفهميدم. طرف عصر مجدداً سوار شده رانديم، اول شب رسيديم به «قريۀ زياران»، هوا طوفانى بود گرد و خاك زيادى شد، منزل ما هم اتفاقاً در ايوان كاروانسرائى بود، روى هم رفته خوش نگذشت.
شريفآباد
دوشنبه 28 شعبان مطابق «27 ثور»، صبح بعد از صرف چاى سوار شده رانديم، مقارن ظهر در «شريفآباد» ملكى «سپهسالار» پياده شده نهار خورديم، بعد قدرى گردش و تفريح كرديم. اين قريه خيلى مصفا و داراى آبهاى فراوان، و باغات عديده و اراضى زياد مزروعه، و چند باب دكان است.