224بستگان آن جناب منازل دوردست را ترك گفته، و در مجاورت حرم خانهها بنا نمايند، براى آن كه از امنيت و احترام «كعبه» بهتر استفاده كرده، و از حملات و هجوم دشمنان خود نيكوتر در امان باشند، امر آن جناب به فوريت انجام گرفت و «مكه» عنوان شهريتى پيدا كرد، و روز به روز آبادتر و معمورتر و پرجمعيتتر شد، و عدۀ زائرين «بيتاللّٰه» سال به سال زيادتر گرديد، و حال به همين منوال بود تا ظهور دين مبين اسلام.
و چون «خليفۀ ثانى» در سال هفدهم از هجرت به حج رفت، مشاهده نمود كه اطراف «كعبه» چند ذرع كه براى مطاف زائرين باقيمانده، تماماً خانههاى كوچك و كوچههاى تنگ و پرپيچ و خم است، و مسلمين كه عدۀ آنان روز بروز افزوده مىشود براى اعمال حج و عمره در نهايت سختى و زحمت و مشقت افتادهاند، لهذا چند باب خانه از مجاورين خريده، حريم حرم نمود، و جمعى كه به فروش رضايت ندادند خانههاى آنها را عُنْفاً 1 گرفته منهدم كرد، و قيمت آن را در «كعبه» امانت گذاشت، تا متدرجاً به صاحبانش ايصال گرديد، سپس «خليفۀ ثالث» در سنۀ بيست و ششم هجرى به همان ملاحظات، چندين باب خانۀ ديگر را به رضايت يا به عنف خريدارى كرده منهدم نمود، و اطراف «كعبه» يك صحن وسيع غيرمنظمى تشكيل شد كه از اطراف، آن را به ديوار كوتاهى محصور نمودند.
و «عبدالملك بن مروان» در سنۀ نود و پنج هجرى، بار ديگر بر وسعت صحن مسجد افزود، و ديوارهاى آن را مرتفع نمود، و در اطراف آن سرادقات يعنى شبستانها برپا كرد، كه ستونهاى آنرا از بلاد بعيده وارد