225كرده بود، و در سنۀ يكصد و سى از هجرت، «خليفه عباسى ابوجعفر منصور» خانههاى زيادى خريدارى و منهدم كرد و داخل مسجد نمود، و وسعت مسجد را دو برابر سابقش نمود، و در سنۀ يكصد و شصت هجرى «المهدى» پسر «منصور عباسى» كه متصدى امر خلافت شده بود به حج رفت، و بر وسعت مسجد از طرف اعلى و اسفل افزود، و خليفۀ مزبور همين كه در سنۀ يكصد و شصت و چهار، بار ديگر به حج رفت مشاهده نمود، كه حدود مسجد بسيار غيرمنظم است، و كعبه در وسط مسجد واقع نيست، معماران و مهندسين زبردست را طلبيده، يك نقشه مربع و منظمى تهيه كردند كه «كعبۀ منوره» در وسط حقيقى آن واقع بود، به اين هم قناعت نكرده امر كرد مطابق اين نقشه، بالاى بامها ميخكوبى و ريسمانكشى نمودند، و خود بالاى «كوه ابوقبيس» رفته تماشاى وضعيت خارجى نقشه مزبور را نموده، امر كرد تمامى بناهاى مسجد و خانههائى كه داخل نقشه واقع مىگرديد، و يك قسمتى از «مسعى» را هم شامل بود خراب و منهدم نمودند، و «مسعى» را هم عقبتر بردند، و دور تا دور مسجد سرادقات 1 و شبستانها و ابواب به شكلى كه هنوز باقى است بنا كردند.
مؤلف كتاب در اينجا مىگويد: با آنكه تمام موثقين از علماء و مورخين، اين قضيه را نوشتهاند، هيچيك متعرض اين نشدهاند كه سعى كردن در «مسعائى» كه زمان «پيغمبر» نبوده غير مكفى، و بالنتيجه موجب بطلان حج خواهد بود.
بعد مؤلف مزبور كه خود از علما است به وجوهى، اشكال مزبور را رفع مىكند، كه يكى از آنها عدم تغيير تمام «مسعى»، و بقاء قسمت عمدۀ