222نوبۀ خود ايام اربعين در منزل، مجلس عزاى باشكوهى منعقد نموديم و قسمتهاى ديگر را به گردش بازار يا تماشاى ساحل يا زيارت «حضرت حوا» صرف شد.
ثانياً ميوهجات و ارزاق كه دو ماه قبل كمياب و گرانقيمت بود، اين ايام وفور داشت و نسبتاً ارزانتر شده بود، نانهاى لواش خوب و پنيرهاى «مكى» اعلى، و گوشتهاى صحيح و مرغهاى فراوان، و هندوانه و گرمك و انار و ليمو و پرتقال و بادمجان و بههاى درشت شيرين و ساير چيزها يافت مىشد، و نيز آب مكينه يعنى آبى كه توسط ماشين، مواد تلخ و شور آن را تجزيه و خارج كردهاند موجود بود، و هر چيليك 1 آن را، كه سه چهار من تبريز مىشد به قيمت پنج قروش مىفروختند، در حالتى كه سابق اين ارزاق و ميوهجات وجود نداشت، و يا كمياب بود و آب آشاميدنى از همان آب بركهها و يا چاهها بود كه بسيار بدمزه و متعفن و آلوده به كثافات بود.
قبر حوّا
ثالثاً قبر «حضرت حوا» كه اغلب روزها به زيارت آن مىرفتيم، در سمت شرقى در خارج شهر واقع است، و دور آن قبرستانى است كه از همه طرف محاط و محدود به ديوار مىباشد، طول خود «قبر حوا» موافق علاماتى كه گذاشته شده، و مطابق قدمشمار، يكصد و چهل ذرع است، و سه مسجد با بقعه در نقاط سر و ناف و پا ساخته شده، و دور تا دور قبر به طول مزبور و به عرض دوازده ذرع ديوار كوتاهى گذاشتهاند، كه مانع از عبور و مرور به روى قبر باشد، و بر طبق اين علاماتى كه مشاهده مىشود