213درويش» است، به مناسبت چاهى كه در اينجا است، و كفايت از شرب و مصارف تمام قافله مىنمايد، علائم و آثار آبادانى ديده نشد، هوا نسبت به هواى «مدينه» خنكتر بود.
بعد از صرف نهار و اداى فريضتين، براى سه ساعت به غروب مانده قافله به حركت افتاد، هوا ابر و خيلى خنك بود، آفتاب ابداً اذيت نمىكرد، از اين كه تمام آشنايان طهرانى و غيرهم را امروز در قافله ديديم خوشوقت بوديم.
تا غروب درختهاى جنگلى و كوههاى مرتفع همهجا نمايان بود، ساعت شش از شب گذشته، صداى چند تير تفنگ شنيده شد، قافله از حركت افتاد، و بعد از يك ساعت مجدداً به راه افتاديم، گفته شد كه جمعى از اعراب بدوى سر راه قافله را گرفته و پول مىخواستند، مقومين به جلو رفته آنها را راضى كردند، تمام شب را تا صبح در حركت بوديم.
بئر عباس
امروز يوم پنجشنبه غرۀ صفر المظفر، مطابق «بيست و سوم ميزان»، قبل از آفتاب رسيديم به منزلگاه موسوم به «بئر عباس»، كه جز يك چاه از آبادانى اثرى ديگر ندارد، و چون بعضى اعراب خرما و گوشت آورده مىفروختند، معلوم مىشود در اين نزديكىها مسكن و ماوائى دارند.
قافله براى پنج ساعت به غروب حركت كرد، و چون آفتاب رو برو بود و از كوهستانهاى ييلاقى هم خارج شده بوديم، گرما اذيت مىكرد. دو باب قهوهخانه حصيرى سر راه ديده، و همه جا زنهاى عرب هندوانه و بادزنهاى خيلى قشنگ در دست گرفته، همراه قافله مىآمدند و التماس خريدارى مىكردند.