212قبايلى كه ما بايد از قلمرو آنها بگذريم، خاوه و حقالعبور را از مقومين نگرفتهاند، و در كم و زياد آن گفتگو دارند، و اعلام كردهاند كه قافله را غارت خواهند كرد، بعد مسموع شد كه «امير عبداللّٰه» مشايخ و رؤساى قبايل مزبوره را خواسته و بهر شكل بوده آنها را راضى و قانع نموده، بالأخره چهار ساعت به غروب مانده قافله بناى حركت را گذارد، ما هم يك سلام وداع ديگرى از همانجا خدمت «حضرت رسالت صلى الله عليه و آله » و «ائمۀ بقيع» و «صديقۀ طاهره» عليهم السلام داده، و با كمال حسرت و نگرانى، خواهى نخواهى سوار كجاوه شديم، و تا غروب همهجا در اطراف خود آبادىها و قراء و باغات سبز و خرم مىديديم.
«مسجد شجره» يا «ذوالحليفه» هم به فاصلۀ نيم فرسخ از جاده ديده شد، در دو نقطه خط آهن شام را ديده و از عرض آن عبور كرديم، و از اوائل شب وارد اراضى واقعه بين كوهها، و مشجر به درختهاى جنگلى و ام غيلان شده، تا صبح طى طريق مىنموديم.
تمام مدت اقامت ما در «مدينۀ منوره» چهارده روز شد و «بحمداللّٰه والمنّه» به خوشى و خوبى و كمال خرسندى گذشت، و چنانچه حركت از «مدينه» را مبدء مراجعت به وطن قرار دهيم، مسافت «طهران» تا امروز پنج ماه و دو روز شده، اميد است كه به فضل الهى و لطف «ائمۀ طاهرين عليهم السلام »، صحيحاً سالماً به زيارت «اعتاب مقدسۀ عراق» موفق، و سپس به ديدار خويشان و ياران در وطن عزيز نائل و خوشوقت گرديم.
بئر درويش
امروز چهارشنبه بيست و نهم محرم، مطابق «بيست و دوم ميزان»، اول طليعۀ فجر به منزل رسيده پياده شديم، اين منزلگاه موسوم به «بئر