138«جزيرةالعرب» نزديك شويم باران كمتر مىشود، امشب در حدود ساعت پنج و شش از شب صداى فرياد و فغان زيادى شنيده شد از عرشه به سطحه پائين آمده تفحص كرديم، معلوم شد حجاج كابلى مشغول دعا و تضرعاند يك دسته پنجاه شصت نفرى در يك خنى، 1 حلقهوار ايستاده، دست به گردن يكديگر انداخته ذكرى مىخواندند و جستوخيز مىكردند و فرياد و عربده مىكشيدند و اين حالت آنقدر طول كشيد كه دهان آنها كف كرد و يكى يكى افتادند.
امواج دريا
امروز دوشنبه بيست و سوم ذىالقعده مطابق «هيجدهم اسد»، صبح تا ظهر دريا چهارموجه، و حركات كشتى به كلى غيرمنظم بود، غالباً اشخاص در حال حركت به زمين مىخوردند، سماورهاى آتش كرده با قورى سرنگون مىشد، اثاثيه و اسباب مسافرين به روى يكديگر مىريخت، لكن طرف ظهر به بعد دريا آرام گرفت. كابلىها كه در خن منزل داشتند، طرف عصر به روى سطحه آمده صفا كرده بودند، هر كدام يك چپق حشيش و چرس درست كرده مىكشيدند، و پس از چند دقيقه تأمل، در عالم خلسۀ خودشان و مشاهدۀ امواج دريا، يكمرتبه جستك زده مشغول وجد و سماع مىشدند و حركات مستانه مىكردند، ما هم از تماشاى عوالم آنها عالم خوشى داشتيم. اين جماعت تماماً فقيرند بليط كشتى هم نگرفتهاند و مجاناً مسافرت كردهاند، و حتى هيزم و آذوقه هم هرروز از طرف كاپيتان به آنها مجاناً مىدهند.