137در عرشه جا گرفتيم، و قرار شد هر نفرى ده روپيه به يك صاحب منصب كشتى، كه آن محل مختص به او، يعنى ايوان جلو اطاق مخصوص او بود بدهيم. شب را با آن كه برسات شديد بود و كسانى كه روى سطحه منزل داشتند زير باران خيس شدند، جاى ما خيلى راحت بود و در كمال آسودگى خوابيديم.
حجاج كابلى
امروز يكشنبه بيست و دوم ذىالقعده مطابق «هفدهم اسد»، صبح پرندههاى زيادى به قدر گنجشك نمودار شدند كه هم پرواز و طيران مىكردند، هم مدتى روى آب مىنشستند و هم به زير آب مىرفتند، ممكن است در اين نزديكىها يك جزيره بوده باشد.
طرف صبح تا ظهر حال دريا و مسافرين خيلى خوب بود، لكن از عصر به بعد بادهاى سختى مىوزيد، و حركت كشتى كه تا آن وقت از قدام 1 به خلف 2 بود تغيير كرد، و مبدل به حركت گاهواره يعنى از يمين 3 به يسار 4 شد و احوال مسافرين عموماً منقلب گرديده بود و تا صبح اشتغال به تضرع و زارى و دعا داشتند. سرما هم شدت كرده بود و شخص با يك لحاف و روپوش گرم نمىشد.
امروز و امشب يك دفعه بيشتر باران نيامد و از قرارى كه عملهجات كشتى مىگويند هرچه از سواحل «هندوستان» دور، و به حدود