133شيعىمذهب بود و زبان فارسى را خيلى شيرين تكلم مىكرد، از ابتداى پياده شدن از كشتى با ما همراه بود و در راهنمائى و اظهار خدمت، و حالجوئى و تسلى، 1 همه قسم كمك و مساعدت و بذل محبت مىكرد و مىگفت: حاكم كراچى، «خان صاحب» پسر «شيخ عبدالقادر» را مأمور كرده كه شما را در «كشتى نورانى» سوار كرده رسيد بگيرد و برگردد، و حكمى نوشته است كه شما را به اسرع اوقات به «جده» برسانند و از تمام تكليفات و تحميلات مسافرتى، از قبيل تفتيش گمركخانه و قرنطينه و غيره معاف باشيد، اين است كه شما را امشب در اطاقهاى گمركخانه نگاه نداشتند، و كميسيونهاى سهگانه از «قونسولخانۀ ايران» و «نظميۀ شهر» و «كمپانى كشتيرانى»، براى قول كشيدن تذكرهها و دادن ورقۀ پاس، و پاره كردن بليط كشتى در مسافرخانه فرستادند، والا معمولاً مسافر بايد تمام اسباب و اثاثيۀ خود را، در گمركخانه نشان بدهد و براى ارائه دادن تذكره در «قونسولخانه» و گرفتن پاس از «نظميه»، و خريدارى بليط از ادارۀ كمپانى چند روز وقت و مقدارى دوندگى و معطلى لازم دارد.
مغول مسجد
بارى مسافرين بعد از چند روز ناراحتى و صدمات، امشب را در كمال آسايش و خوشوقتى استراحت كرده خوابيدند، من خوابم نمىبرد و ساعت شش از شب برخواسته به خيال تماشاى شهرى كه فردا صبح بنا هست از آن حركت كنيم بيرون آمدم.