119
مسافرين كابلى
امروز صبحِ زود، مسافرين كابلى به طرف اسكله رفتند، و طرف ظهر با كشتى «نيرنگ» حركت كردند براى «جده»، ما و جمعى ديگر در اطاقهاى آنها منزل گرفتيم، ساير مسافرين مشغول به سوزن زدن يعنى آبله كوبيدن بودند.
امروز يك دفعۀ ديگر به شهر رفته شب را به مناسبت ليلۀ جمعه، مسافرين دسته دسته اشتغال به ذكر مصيبت و غيره داشتند، آقاى «آقا سيد محمّد واعظ كاظمينى» هم كه عازم «مكّه» است در مسافرخانه بساط نماز جماعت و موعظۀ خوبى برپا كرده بود.
امروز صبح جمعه سيزدهم ذىالقعده مطابق «هشتم اسد»، از طرف «شيخ عبدالقادر» اعلام شد كه چون عده مسافرين حاضر، از ميزان جمعيت معمولۀ كشتى ديگر كه بايد حركت كند زياد است، بايد يكصد و بيست نفر با خط آهن بروند به «بمبئى»، كه از آنجا با حجازىهاى ديگر به «جده» بروند، همينطور يك عده از مسافرين «طهرانى» و غيرهم به اختيار خود با ماشين رفتند به «بمبئى».
ميان خوف و رجاء
امروز شنبه چهاردهم ذىالقعده مطابق «نهم اسد»، زمزمه مىشد كه يك كشتى بيشتر در ساحل «كراچى» نيست، و ديگر هم كشتى نخواهد آمد، و يك عده از مسافرين باقى خواهند ماند و تمام كسانى كه هنوز بليط كشتى نگرفته بوديم مضطرب شديم، و تا عصر بين خوف و رجا، از صدق و كذب قضيه برگزار كرديم شب خواستيم از «شيخ عبدالقادر» تحقيق كنيم، خودش حاضر نبود اجزايش هم فارسى نمىفهميدند.