118يعنى بليط كشتى براى ما پاره كنند، آبله كوبيدن را اينجا سوزن زدن مىگويند.
امروز بعضى مسافرين به حمام شهر رفتند و شكل آن از قرارى كه شرح دادند، يك دكانى است سلمانى، كه عقب آن دو سه زاويه دارد، در هر زاويه به ارتفاع نيم ذرع از زمين، يك شير آب گرم و يك شير آب سرد به ديوار منصوب است، و زير آن يك طشتكى گذاشته شده است، مشترى اول اصلاح سر و صورت را كرده، در يكى از زوايا عريان مىشود، و نشسته خود را شستشو مىكند و صابون مىزند.
چون وضعيت اينجا براى ما مطلوب نبود، و چنانچه مذكور گرديد صاحب حمامها هندو بودند، ما به همان شستشو در زير شيرهائى كه كنار مسافرخانه براى وضو ساختن مهيا شده است اكتفا كرديم.
در نزديكى مسافرخانه يك گودال آبى هم بود كه يك چشمه يا نهر سر پوشيده آب گرم، به قدرى كه دو سنگ آب داخل آن مىشد، چند دفعه هم به خيال آن كه اين آب، چشمه آب گرم طبيعى است در آن شستشو كرديم، اتفاقاً آب مزبور مثل ساير آب گرمهاى طبيعى عفونت هم داشت، لكن اخيراً معلوم شد كه فاضلاب كارخانه يخسازى است كه به توسط آن، آب دريا را تجزيه كرده با آب خالص و شيرين آن يخ مصنوعى درست مىكنند، و فاضل آن با مواد تلخ و شور در اين گودال مىآيد.
در كنار اين گودال آب هم، بعضى كلبههاى حصيرى و بناهاى خشتى است كه مسكن بلوچهاى نيمهوحشى است، امشب عده زيادى از مسافرين كابلى تا نيمههاى شب مشغول جمع آورى اسباب و اثاثيه خود بودند، كه فردا صبح با كشتى موسوم به «نيرنگ» حركت كنند.