249
نذر حضرت رقيّه خاتون عليها السلام
در آرزوى وصل
نشد وصل پدر آخر نصيبم
چه سازم من كه تنها و غريبم
ندارم آرزويى جز وصالت
كجايى اى پدر جان، اى حبيبم
چه سازم گر به بالينم نيايى
اميدم، هستىام، والا طبيبم
اجابت در دعاى هر غريبىست
بيا بابا كه در «اَمَّن يجيبم»
يتيمان را شكيبايى محال است
از اين رو بىقرار و بى شكيبم
ز نى گاهى دو چشمت سوى من بود
به ياد آن دو چشم دلفريبم
گهى بر صورتم زد خصم سيلى
گهى با تازيانه زد نهيبم
ز هجرش جان سپارم «ياسر» امشب
نشد وصل پدر آخر نصيبم