248
زبان حال حضرت رقيه عليها السلام در خرابۀ شام
عطش ديدار
عمّه! امشب گوهرى دارم تماشاكردنى
بهتر از گوهر، سرى دارم تماشاكردنى !
يوسف زهراست مهمان منِ ويران نشين
ميهمان نه، دلبرى دارم تماشاكردنى
آسمان هم چشم بگشودهست بر ويرانهام
چون كه امشب اخترى دارم تماشاكردنى
گر چه تاريكست مأوايم، ولى از خاك و خشت
كنج ويران، بسترى دارم تماشا كردنى!
من به ياد لعل پاكت كز عطش خشكيده بود
اى پدر ! چشمترى دارم تماشاكردنى
اين چنين در پشت ابر آيا شفق را ديدهاى؟!
نيلى از كين، پيكرى دارم تماشاكردنى !
ميكده ويرانه، من سرمست از شوقِ وصال
در كف خود ساغرى دارم تماشاكردنى
«ياسر» از داغ پدر در بيقرارستان دل
مثل لاله، آذرى دارم تماشاكردنى