250
گرفتم بار هجرانت به شانه
چه كرده با من اين خصم زمانه
به شوق ديدنت گرديده نيلى
رخ از سيلى تنم از تازيانه
دلم آيينهى رنج فزون است
دو چشم كوچك من غرقه خون است
چو ماهى كه به پشت ابر تيرهست
تمام پيكر من نيلگون است