152آيات سورۀ مباركۀ بقره (150-140) كه در آنها دسيسههاى يهود در ميان مسلمين دربارۀ تغيير قبله،از بيت المقدس به كعبه،محكوم مىشود،مىفرمايد:
وَ إِنَّ الّذِينَ أُوتُوا الكِتابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ 1
«اهل كتاب مىدانند كه اين دگرگونى به حق و از جانب پروردگارشان بوده است و خدا از آنچه مىكنيد غافل نيست.»
بيش از هرچيز بر آگاهى يهود از افضليت و اقدميت كعبه براىِ محل قبله،اشاره دارد.و اين مىرساند كه آنان پيش از ظهور اسلام بر فضايل و سوابق و اتصال آن به حضرت ابراهيم مقرّ بوده و در اين باره براى اعراب سخن گفتهاند.
از حج صحيح ابراهيمى غير از آنچه قرآن كريم تعليم مىدهد،چيزى كه يقين آور باشد،در حافظۀ تاريخى برجاى نمانده است.حج حنيفى كه مدّعى پيروى از حج آن حضرت است،گذشته از آنكه در تقابل با حجّ مشركين،طرح مىشود و نيز در محيط شرك آلود جاهلى بدان عمل مىشده است،چندان روشنگر نيست.گرچه در پارهاى موارد به شبهۀ شرك هم آلوده است.
به عقيدۀ ما حجّ ابراهيمى،همان حج اسلام است،ولى ارزش و مكانت اين حج زمانى شناخته مىشود كه ما«حجّ جاهلى»و حجّ مشركين را بازشناسيم و بتوانيم به مقايسهاى دست زنيم تا مبادكه خداى ناخواسته،رسوباتى از آن در ذهن مسلمين برجاى مانده باشد و در برابر«حج ابراهيمى»كه نخستين بار در اين عصر رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران،حضرت امام خمينى-قدَّسَنَا اللّهُ بِسِرِّه الْعزيز-طرح افكند و بدان امر فرمود،رخ نمايد.
در بارۀ ورود شرك به جزيرة العرب و شيوع آن،مورّخان گذشته،بريك نهج از قول نرفتهاند؛پارهاى چون هِشام كلبى در الأَصنام،برآنند كه چون اسماعيل عليه السلام در مكه سُكنى گزيد و اولاد او فزونى گرفت،به قصد معاش و بر اثر نزاع از مكه خارج شدند.اينان به