170زيارت،عامل«توجّه به خدا»،«تقرّب به خدا»،«تحوّل روحى»و«توبه و گناهزدايى» است.اينهاست آثار تربيتى و نقش سازندۀ زيارت اولياى خدا،به شرط آنكه زائر،عارف باشد؛عارف به حقّ ائمّه و مقام و شخصيتشان،عارف به وظيفۀ خود در مقابل امامان.
ولايت خون،برائت شمشير
در فقرههايى از زيارتنامهها،روى«تسليم قلب»تأكيد شده است؛يعنى ابراز اين نكته كه دل،قلمرو فرمان آنان است و مىخواهد هر آنچه را كه آنان مىخواهند.
تذكّرها و يادآورىها و اظهار«موضع»ها،براى كسى كه در راه است،تقويت اراده و قوّت قلب مىآورد.عوامل تضعيفگر و فلج كننده و بازدارنده و وسوسههاى دنياخواهانه همواره وجود دارند و احتياج به تقويت و الهام و رسيدن موجى از پس موج ديگر...ضرورى است و كسى را هم كه چندان قاطع و استوار در راه نيست،به راه مىكشد و اينسويى مىسازد.
پيرو راه اهل بيت در مسألۀ دوستى و دشمنى و«حرب»و«سِلم»بايد موضعدار باشد،نه بىخط و بىطرف و بىنظر...!
اين،خود دين و آيين است و مقتضاى زندگىِ مكتبى است.
كلام آخر
ديديم كه«زيارت»،هم جنبۀ اعتقادى داشت،هم بُعد سياسى و اجتماعى و هم از «سازندگى»و«تربيت»برخوردار بود.با اين وصف،نه زيارت كهنهشدنى است و نه از آثار تربيتى و جنبههاى سازندگىِ آن كم مىشود.
«زائر»،هر كه باشد و«زيارت»هرگاه كه انجام شود و«مزار»در هر جا و هر سرزمين كه باشد،كانونى براى رشد معنويّات و زمينهاى براى رشد ارزشهاى الهى در انسانهاست.
چه زيارتِ«خانۀ خدا»باشد،چه زيارت«مرقد رسولاللّٰه».چه زيارت قبور اولياى دين و مدفونين مظلوم«بقيع»باشد و چه شهداى«اُحد»و مدفونينِ قبرستان ابوطالب و