169آنكه از زيارت برمىگردد،بايد همراه با تحوّل و تغيير و توبه و انابت باشد.بايد فرق كرده باشد و گرنه از زيارت بهرهاى نگرفته است.گنهكار،از محيطِ پاكِ زيارتگاه اثر مىپذيرد و در فضاى ديگرى قرار مىگيرد.اين تحوّل چه بسا از دور فراهم نگردد.بايد بيايد،رنج سفر ببيند،پاى به راه نهد،با شوق و درد وادىها را بپيمايد تا در كنار مرقد «قرار»گيرد و...آنگاه است كه اين«حضور»،تأثيرِ تربيتى دارد.
در عتبات ائمّه حضور يافتن و به«حساب»خود رسيدن،به گذشتۀ خويش و اعمال خود توجّه كردن و تصميم به پاكى و زندگى خوب گرفتن،از آثار ديگر زيارت است.
زيارت،انسان را به خطاهايش«متوجّه»و«معترف»مىكند و در راه او،بارقۀ«اميد»و «مغفرت»مىآفريند.زائر بايد خود را در چنين جايگاه و مقامى احساس كند.
مزار ائمّه،بهترين جا براى«محاسبۀ نفس»و رسيدگى به پروندۀ اعمال خويش است.
من كه هستم؟ چه كردهام؟ به كجا آمدهام؟ به زيارت چه كسى شرفياب شدهام؟ چرا آمدهام؟ چه مىخواهم؟ چه آوردهام؟ با چه رويى حاجت بطلبم؟ با كدام عمل صالح، خود را«اينجايى»معرّفى كنم؟ گذشتهام چه بوده است؟ اكنون چه كارهام؟ آيا گناهانم اجازه مىدهد كه چهره بر آستان اين مرقد بسايم؟ آيا قطرات اشكم،شايستۀ آن هست كه بر ضريح و رواق و خاك مرقد حجّت خدا بچكد؟ تا پاك نشوم كه نمىتوانم چشم به پاكان بيفكنم! تا لايق نباشم كه نمىتوانم مدعى دوستى و محبّت و ولايت باشم! پس بايد توبه كنم،عوض شوم،به بركت حضور در اين محضر،از آلودگىها دست بشويم.
اينجاست كه زيارت،عامل توبه و زمينهساز گناهزدايى مىشود.
استغفار و توبه از گناهان و توجّه به خدا و اميد مغفرت،در زائر رسولاللّٰه لازم است.
بدينگونه،زيارت عاملِ تزكيۀ نفس و خودسازى و تربيت است.وقتى كه زيارت ائمّه و پيوند با آنان در تطهير جانها و اصلاح اخلاق و تربيت نفوس مؤثّر است،اين خود نوعى هدايت و امامت و رهبرى ائمّه را مىرساند.اين هم نوعى شفاعت است كه در همين دنيا اثرش روشن مىشود.مزارهاى معصومين،كانونهاى جاذبهدار براى كشش فطرتها و دلهاى مستعد به خير و صلاح است.