168حقنمايند،زيارتشان يادآور خداوند است.
وقتى توجّه به خدا،نقش تربيتى و سازنده و بازدارنده از گناه دارد،اين توجّه در كنار مزار اولياى خدا بيشتر و شديدتر است.پس زيارت بايد بازدارندۀ از گناه باشد؛چرا كه در «زيارتگاه»،به اداى احترامِ امامى مىايستيم كه عظمت و قداستش را مديون بندگى خداست.مگر مىشود كسى مدّعى عشق و محبّت دوستان خدا باشد،ولى در راه و روش و زندگى و عمل،برخلاف رضا و خواستِ آنان گام بردارد.
زيارت معصومين و مزار ائمّه و قبور اولياى خدا و امامزادگان،جدا از ياد خدا و منفصل از معنويّت و روحانيّت نيست.زائر هم از اين رهگذر،غنچۀ فطرتش را شكوفا مىكند و با ياد خدا و توجّه به معبود،دل را صفا مىبخشد.
نزديكى به خدا هم يكى ديگر از آثار سازندگىِ زيارت است.
«زيارت»،چون پيوند و تجديد عهد با بندگان خالص خداوند است،زمينۀ كسب صفات شايسته و عامل رشد معنوى و در نتيجه تقرّب به خدا مىگردد.وقتى در زيارت، انسان ناقص در برابر انسان كامل قرار مىگيرد،انگيزۀ كماليابى،او را متوجه خدا مىكند و مايۀ تقرّبش به حقتعالى مىگردد.
تقرّب به اولياى خدا،راهى است براى تقرّب به خداوند؛چرا كه اينان،وسيله و صِراط و راهنما و مشعل هدايتاند.آشنايى و انس با اينان،زائر را با خداوند مأنوس و آشنا مىسازد.تا انسان نخواهد كه تقرّب بجويد،نزديك هم نمىشود.بايد«تقرّب» جست،تا به«قُرب»رسيد.به همين جهت،تعبيرِ«اَتَقَرَّبُ»در زيارتنامهها زياد است و ديدار مرقد ولىّ خدا،سبب نزديك شدن به خدا به حساب آمده است.
تحول و توبه
اگر در زيارت،تحوّل روحى پديد نيايد،چه سود؟!
اين تحوّل و انقلاب روحى و حال زائر،پس از زيارت،نشانۀ اثرپذيرى از جذبههاى معنوى است كه در مزار يك امام و در كنار مرقد يك پيشواى معصوم وجود دارد.اين«انقلاب»بايد خواستۀ يك زائر باشد.