115بديهى است كه منظور و هدف اين قسم از روايات،بيان حكم اوّلىِ الهى،با قطع نظر از عناوين و جهات ديگر مانند تقيّه است و در حقيقت منظور از اين روايات آن است كه اگر مصالح ديگرى از قبيل وحدت و تمركز قدرت مسلمين و همانند آن مطرح نباشد طبعاً نماز با آنها غيرمجاز است،ليكن با توجه به آن جهات،نه تنها نماز با آنان مشروعيت دارد،بلكه رجحان و بلكه لزوم پيدا مىكند؛همچنانكه از روايات گذشته استفاده كرديم.
با توجه به اين نوع از تقيّه كه به منظور جلوگيرى از پراكندگى قدرت مسلمين و ايجاد وحدت و يكپارچگى كامل ميان تمام گروههاى آنان در برابر استكبار جهانى و سلطهگرىهاى ضد انسانى و اسلامى،مشروعيت پيدا نموده،آيا صحيح است كه پيروان مذهب حق در مواقع مسافرت به كشورهاى اسلامى مخصوصاً در مواقع تشرف به مكّه و مدينه براى انجام فريضۀ الهى كه يك هدف مهم آن نيز تجمّع مسلمانهاى مختلف از كشورهاى گوناگون و آشنا شدن آنان با يكديگر و پىبردن به مشكلات آنان است،خود را از جماعتهاى چندصدهزار نفرى به كنار كشيده و هنگام تشكّل صفوف جماعت در بازارها مشغول خريدن اجناس و يا در منازل به كارهاى شخصى بپردازند؟! و يا حتى در كنار قبرستان بقيع مشغول خواندن زيارت و نوحه و مرثيه براى ائمۀ بقيع عليهم السلام باشند؟! و مهمتر از آن،هنگام تشكّل صفوف و پُر شدن مسجد،از مسجد خارج شوند؟! كه خود مكرّر چنين صحنههاى زشتى را مشاهده كردهام!
بر روحانيون محترم كاروانها است كه كاملاً مردم را توجيه و با اين نوع از تقيّه؛يعنى تقيّۀ مداراتى آشنا سازند و نگذارند مبلّغين سوء و نوشتارهاى مسمومى كه بويژه در ايام حج لبۀ تيز خود را متوجه شيعۀ اماميّه كرده و با برداشتهاى سوء از اين قبيل،اذهان مسلمين جهان را در رابطه با پيروان اهل بيت عليهم السلام آلوده نموده و حتى اينان را از صفوف مسلمين خارج كنند و شيعه را بعنوان يك گروه غيراسلامى بشناسانند.
اينها افسانه نيست بلكه حقيقت است،يكى از دوستان ايرانى گفت:در اتوبوس شهرىِ مكّه در كنار شخصى از اهالى سعودى قرار گرفتم،به او سلام كردم ولى جوابى نشنيدم.اعتراض كردم كه مگر جواب سلام واجب نيست؟ جواب داد:آرى،ليكن جواب سلام مسلمان لازم است و شما شيعيان مسلمان نيستيد!