653درباره حج دست پيدا كند. بنابراين، تجربههاى رسانهاى قبلى، مىتواند نگاه فرد را به مسأله، فراتر از نگاه قبلى ببرد و به آن عمق ببخشد.
آيا مىتوان گفت: «حج رسانهاى با چند ميليون مخاطب است»؟
البته اين مىتواند نوعى نگاه به مقوله «حج» باشد، ولى از ديد من اصلاً اين طور نيست.
چون از ديدگاه ارتباطات، رسانه، ويژگيهايى دارد كه درباره حج، صدق نمىكند. مثلاً، در رسانه، بايد پيامى واحد براى عدهاى كثير فرستاده شود؛ در حالى كه ما در حج، هرگز نمىتوانيم پيام واحدى را براى شركت كنندگان آن بفرستيم. البته، همانطورى كه گفتم، حج، يك فضاى بى نظير تعامل گروهى است كه مىتواند ارتباطات «بين الملل» واقعى را تحقق ببخشد. چون، تاكنون، آنچه كه بوده، اربتباطات «بين الدول» و «ارتباط حكومتها با يكديگر» بوده است. حج، فرصت مناسبى است براى اينكه مسلمانان تحت ستم سراسر جهان، با يكديگر تعامل پيدا كنند و از مسائل هم آگاه شوند.
لطفاً بفرماييد به عنوان يك متخصص ارتباطات، به دين اسلام - به عنوان تنها دينى كه معجزهاش، «رسانه» است - چگونه مىنگريد؟
باز اگر از پشت پنجره ارتباطات، به نفس بعثت پيامبر و نفس نزول قرآن نگاه كنيم، چيزهاى جالبى مىبينيم. در اين باره، من تجربه خودم را بازگو مىكنم. اجازه بدهيد به سالها قبل (زمانى كه دانش آموزى 13 - 12 ساله و در سن اوج غرور بودم) برگرديم. وقتى درباره معجزات پيامبران، چيزهايى در كتابهاى درسى آن زمان مىخواندم يا در اين باره در مساجد از واعظان مىشنيدم، احساس مىكردم كه پيامبر من، در مقايسه با حضرت عيسى عليه السلام و حضرت موسى عليه السلام ، دستش خالى است و من نمىتوانم به معجزات پيامبرم پز بدهم! خوب، من، نسلى بودم كه هاليوود، فيلمهاى «بن هور» و «ده فرمان» را توليد كرد و در «ده فرمان»، صحنه شكافتن رود نيل به امر حضرت موسى عليه السلام را نمايش داد. وقتى مىديدم پيامبرى بوده كه عصايش را تبديل به اژدها و پيامبر ديگرى مرده را زنده مىكرده، اين پيامبران را از پيامبر اسلام جلوتر مىديدم! اين تفكرات با من بود تا وقتى كه براى فرار از گناه، از فكر كردن به اين مسأله بيرون آمدم. وقتى كه من به حج رفته بودم، نيمه شبى در