651
مناسك آن بود. امروزه، هر كسى كه به حج مىرود، به كمك انواع وسائل ارتباط جمعى موجود، از آنچه كه در حج مىبيند، تصويرى مجازى دارد كه به واقعيت نزديكتر شده است. اين نقش رسانهها در قرن اخير، بر تجربه درونى آينده شخص از حج، چه تأثيرى دارد؟ آيا آن را كمرنگ مىكند؟ يا اجازه مىدهد كه شخص، زودتر از ظواهر عبور كند و وارد درونيات شود؟
سؤال هوشمندانهاى است. دقت كنيد! من هنوز نديدهام كه وسائلى وجود داشته باشد كه حاجيان، قبل از عزيمت به حج، بتوانند به كمك اين وسائل، حج را يك بار به صورت مجازى تجربه كنند؛ نظير آنچه كه اكنون در برخى كشورها، براى آموزش خلبانها استفاده مىشود و در آن، به وسيله تجهيزات پيشرفته، احساس همه حواس پنجگانه، هنگام پرواز با فلان هواپيماى جنگى، براى خلبان بازسازى مىشود. تا آنجايى كه من مىدانم، حتى خلبانهايى كه اينطورى آموزش مىبينند، وقتى كه پرواز واقعى را تجربه مىكنند، به علت شرايط روحى و روانى، باز هم به تجربه جديد مىرسند كه آموزش مجازى نتوانسته براى آنان به وجود بياورد. درباره آينده و اينكه آيا دستگاههاى اينچنينى، روزى خواهند توانست فاصله بين تجسم مجازى و تجربه عينى از يك واقيعت را به صفر برسانند، هنوز نمىتوان چيزى گفت؛ اما اين درست است كه رسانههاى عصر حاضر، فاصله بين تجسم قبل از حج و واقعيت پس از آن را كم كردهاند.
من، آنچه را كه از تجربه خودم مىتوانم بگويم، اين است كه به رغم كاهش آن فاصلهاى كه دربارهاش صحبت مىكنيم، حضور در آن محيط و عينيت يافتن تجربه شخص از آن شرايط ويژه ارتباطات گروهى، چيز ديگرى است.
اما اينكه آيا تجربههاى مجازى قبل، به حج لطمه وارد مىكند يا به آن كمك مىكند، بايد ديد كه لطمه چيست و كمك چيست؟ ممكن است كسى در ايام دهه محرم، فقط برايش مهم باشد كه برود و پاى منبرى بنشيند كه ثواب ببرد؛ اما كس ديگرى توقعش از رفتن به اين مراسم چيز ديگرى باشد.
ممكن است تجربههاى قبلى، تقويت كننده احساس شخص از واقعيت بشود، ممكن