600يك نفر حملهدار كه يك چشم هم نداشت پهلوى خود من ايستاده و استهلال نمود و در نتيجه گفت كه ماه پيدا نيست و چون به مكّه رسيديم يكى از شهود همين حملهدار بود و روى شهادت يك چنين شهودى فتوا داده مىشود! ازاينرو، اگر يك نفر عالم شيعه در محكمه باشد و به اوضاع شهود كاملاً دقت شود، اختلافى در ميان نخواهد بود.
آقاى حمزه غوث اظهار داشت كه دقت در مستندات فتوا وظيفۀ شرعى و وجدانى مفتى است و اگر بر فرض اينكه مفتى در فتواى خود دقت ننمود، كسانى كه طبق فتواى او عمل مىكنند پيش خدا مسؤول نيستند.
چون مطلب به اينجا رسيد، من ديگر نخواستم دنبالۀ مطلب را گرفته و ثابت كنم كه درمسألۀ مفروض، دليل آقاى حمزهغوث پايهاى ندارد. بههرحال گفتگوى ما باز به موضوع رفع اختلافات بازگشت. 1
2 . چنان كه گذشت، آيةالله سيد ابوالقاسم كاشانى رحمه الله در سال 1371 / 1331 ش به حج مشرّف شدند. در آن سال نيز چنين اختلافى روى داد. از اين رو آيةالله كاشانى به فكر چاره افتادند. جناب آقاى جعفر رائد كه همراه ايشان بوده است، در اين باره مىنويسد:
آيةالله كاشانى... دستور دادند تا نامۀ نسبتاً مفصّلى به زبان عربى، خطاب به ملك سعود پادشاه عربستان 2 نوشته شود كه در آن براى نزديكى و اتحاد مسلمانان، نيز جهت سر و سامان دادن به امور حج و عمره، پيشنهادهايى گرديده بود؛ از جمله آزاد، گذاشتن روزهاى عرفه و عيد قربان بود تا هر فرقهاى در هر روزى كه برايش مسلّم شده است، اعمال مورد نظر حج را برگزار نمايد ... . 3
دعوت آيةالله كاشانى به انجام [ دادن] دو مراسم حج، در صورت اختلاف شيعه و سنّى در ثبوت رؤيت هلال ماه ذىحجه، برخلاف انتظار مقامات سعودى و محافل