599نموده و راه رسيدن به مقصود را باز كند. به همين مناسبت اين جانب حاج سراج انصارى (مؤسس اتحاديۀ مسلمين) روز پنجشنبه دهم تيرماه، آقاى دكتر موسى حكمت، منشى هيأت مديرۀ اتحاديه را براى تعيين وقت به سفارتخانۀ سعودى اعزام نمودم تا يك ملاقات خصوصى با وزير مختار حجاز به عمل آيد ... .
... سپس گفتم: چيزى كه در اعمال حج بسيار مؤثر است و براى شيعه يك امر مهم مىباشد، قضيۀ رؤيت هلال است؛ زيرا در مكّه پس از فتواى 1 محكمۀ شرعيه، دولت سعودى همه را مجبور مىكند كه از فتواى محكمه تبعيت نمايند و هر روزى را كه محكمه معين نموده است، آن روز را اوّل ماه قرار دهند. چه ضررى دارد كه يك نفر از علماى شيعه در آن محكمه حاضر و هنگام شهادت شهود او نيز حضور داشته باشد كه موقع فتوا با هم فتوا دهند تا اختلافى توليد نشود؟
آقاى حمزه غوث در جواب اين پيشنهاد گفت كه اين عمل غير ممكن است؛ زيرا مداخله در اين عمل، مداخله به امور داخلى كشور محسوب مىشود و محال است كه يك چنين عملى انجام بگيرد. علاوه، اگر شما كشور سعودى را كشور اسلامى مىدانيد بايد تابع مقررات آن بشويد؛ چنانكه من فعلاً در ايران مقيم هستم و آن را كشور اسلامى مىدانم، فردا ماه مبارك رمضان است. دولت اعلام خواهد داشت كه فلان روز اوّل ماه مبارك رمضان است، بر من واجب است كه از آن تبعيت نموده و همان روز را روزه بگيرم، اگرچه از حجاز تلگرافى دريابم كه آن روز اوّل ماه نيست.
آيا من مىتوانم به دولت تكليف كنم كه چون فتوا دهندۀ شما شيعى است اجازه بدهيد يك نفر از اهل فتواى سنّى در محكمۀ شرعيه حاضر و به شهادت شهود گوش دهد...؟
گفتم: ما كشور سعودى را كشور اسلامى مىدانيم، حرف در مستند فتواست، من خودم در سال 1350 عازم مكّه بودم، شبى ميان مكّه و مدينه به مناسبت احتمال شب اوّل ماه ذىالحجةالحرام بودن، ميان بيابان تمامى حجّاج از اتومبيلها پياده شده و استهلال نمودند و احدى ماه را نديد! چيزى كه مايۀ بدگمانى اينجانب شد، آن بود كه