567...صيد البَرِّ... أكلاً، و ذبحاً، و اصطياداً، و اشارةً، و دلالةً، و إغلاقاً و امسا كاً.
و النساء وطئاً، و عقداً له و لغيره و شهادةً عليه و إقامةً، و تقبيلاً و نظراً بشهوةٍ. 1
ولى مرحوم آية الله خويى رحمه الله و من تبعه صيد را با همۀ مسائل وابستهاش يك عنوان و نساء، يعنى آميزش و مانند آن را - چنان كه گذشت - چهار عنوان دانسته كه اين دوگانگى، وجهى ندارد. علاوه بر اينكه عنوان «صيد» در كلام علامه و مانند آن، كلّى است و همۀ محرّماتى را كه ذيل آن ذكر شده، شامل مىشود، ولى عنوان در كلام آية الله خويى به گونهاى است كه شامل محرّمات ذيل آن نمىشود؛ زيرا در عنوان محرّم نخست فرمودهاند:
«1. شكار حيوان صحرايى» و پيداست كه اين عنوان، شامل اكل، امساك و مانند آن نمىشود؛بر خلاف تعبير «شكار \ صيد» در سخن علّامه كه شامل همه موارد؛ يعنى اصطياد، ذبح، أكل و... مىشود.
* * *
مسأله محاذات يا عدم محاذات جدّه با ميقات يكى از مسائلى است كه كارشناسان بايد تكليف آن را مشخص و معيّن كنند و اختلاف در آن به هيچ وجه شايسته نيست. در مناسك برخى از مراجع معاصر مىخوانيم:
كسانى كه با هواپيما به حج مىروند و مىخواهند بعد از حج به مدينه مشرف شوند، احتياط آن است كه بدون احرام بروند جدّه، و از اهل اطلاع مورد اعتماد تحقيق كنند، اگر جدّه يا حده معلوم شد محاذى با يكى از ميقاتهاست از آنجا محرم شوند و الاّ بروند به ميقات ديگر مثل جحفه و از آنجا محرم شوند... .
محاذات يا عدم محاذات جدّه با يكى از مواقيت - به نظر بسيارى از فقيهان - موضوع حكم است و نبايد توقع داشت حاجى - كه از همه جا بى خبر است - تحقيق كند كه آيا جدّه محاذى ميقات است يا نه. ابهام و ترديد در آن با اينهمه امكانات و وسائل فعلى سزاوار نيست. برخى از فقيهان ديگر در اين زمينه نوشتهاند:
- محاذات جدّه با يكى از مواقيت ثابت نيست، بلكه اطمينان به عدم محاذات آن