427نكتهاى نقد گونه قلمى شده است، هرگز به معناى ناديده گرفتن آنهمه زحمات طاقت فرسا نيست، بلكه عمده يا همۀ نقائص معلول قصور است نه تقصير.
3. چنان كه گذشت نمايندۀ ولى فقيه و بيشتر معاونان و مسؤولان اصلى قسمتهاى مختلف - مانند معاونآموزش و پژوهش، معاون امور روحانيون، معاون بين الملل و مسؤول واحد اهل سنت - همراه ايشان روز 19 ذى حجه (1383/11/10) به ايران بازگشتند، و هرچند هر كدام جانشينى براى ادارۀ امور به جاى خود تعيين كردند؛ ولى بنده كه چند روز بعد يعنى 25 ذى حجه (83/11/16) به ايران بازگشتم، شاهد بودم كه با بازگشت آقايان عملاً بعثه از رونق افتاد و كارها مختل شد. منتهى اين آقايان يك ماه يا بيشتر در عربستان ماندند (نمايندۀ ولى فقيه روز 18 ذى قعده، و برخى چند روز زودتر به مدينه آمدند)، و با توجه به كار طاقت فرساى بعثه، اين توقع كه آنان بيش از يك ماه در عربستان بمانند بجا و معقول نيست. اگر هم، بمانند بر اثر خستگى مفرط كارآيى چندانى ندارند. از سوى ديگر، اولاً تا حدود 26 ذى حجّه هنوز حجاج بسيارى از كشورها در مكّه و مدينه حضور دارند و اين مدت فرصت مناسبى براى دستيابى به اهداف حج است. ثانياً، روز 19 ذى حجه - روز بازگشت ولى فقيه و همراهان به ايران - حدود 70 هزار نفر از زائران ايرانى در عربستان بودند: 52 هزار در مكه و 18 هزار در مدينه. و تنها حدود 10 هزار نفر به وطن بازگشته بودند. ولى هنگامى كه نمايندۀ ولىّ فقيه از ايران وارد عربستان شدند حدود 10 هزار زائر ايرانى به عربستان آمده بودند. ثالثاً، پس از پايان يافتن اعمال حج، بهانهگيرى و خستگى زائران بيشتر شده و بيشتر احساس نياز به پشتوانهاى معنوى در حرمين شريفين مىكنند، مسؤولان هم بر اثر زحمات طاقت فرسا نياز به روحيه گرفتن و تقويت روحى دارند و چون هر روز مىبينند عدهاى از همراهان و دوستان بار سفر بسته، راهى ايران مىشوند، نوعى احساس غربت به آنها دست مىدهد، بر خلاف اوائل سفر كه همه راهى عربستاناند و تازه نفس و چندان نيازى به پشتوانۀ معنوى احساس نمىكنند.
اينها همه مقدمه بود براى يك پيشنهاد كه اميدوارم بررسى و در صورت صلاحديد عملى شود و آن اينكه نمايندۀ ولى فقيه و همراهان يك هفته ديرتر از ايران به عربستان