154مىدهند و شمار كمترى از آنها در قم مقيمند و براى رفت وبازگشت آنها از عربستان موانعى از سوى دولت وجود ندارد. در خود مدينه اساساً حوزهاى براى شيعيان داير نيست؛ اما در قطيف و احساء، حوزههاى علمى شيعى داير است.
سؤال كردم: از دو تن از طايفۀ نسوانِ دمّام در سال گذشته (1415 ق) شنيدم كتابخانهاى را در دمام كه از آن شيعيان و حاوى كتبى به ارزش و بهاى شش ميليون ريال سعودى بوده است به آتش كشيدند؛ آيا واقعاً اين حادثۀ ناگوار در دمام روى داد؟ گفتند: آرى، اين خبر و گزارش واقعيت دارد. (ليكن آقاى عَمْرى توضيحى كافى در اين باره ارائه نكرد).
پرسيدم: شما قبلاً اشارتى داشتيد كه «بيت الأحزان» در داخل بقيع بوده؛ آيا «مشهد على عليه السلام » نيز در درون بقيع بوده است؟ به اين سؤال پاسخ مثبت داد و گفت: اين مشهد در داخل بقيع قرار داشت.
دربارۀ «مسجد توبه» در قبا و نيز «مسجد فاطمه زهرا عليها السلام » و يا خانۀ آن حضرت پرسيدم. گفت: «مسجد توبه» مسجدى جدا و مستقل از «مسجد قبا» نبوده، و در پيشاپيش مسجد، قبا خانۀ اميرالمؤمنين على عليه السلام قرار داشت كه هم اكنون از ميان رفته و در شمال مسجد قبا قرار داشت، و در زمان خردسالى ما را به آنجا مىبردند و مىگفتند خانۀ اميرالمؤمنين على عليه السلام است.
دربارۀ «مسجد شمس» در محلۀ «قربان» پرسيدم. گفتند: اينجا مسجد نبوده است؛ بلكه قبرستانى براى دفن كودكان و خردسالان به شمار مىرفت كه پشت اين قبرستان را «مسجد شمس» مىناميدند كه درست نيست، و مسجد شمس در واقع همان «مسجد فضيخ» مىباشد.
شيخ عَمْرى دربارۀ «مشربۀ ام ابراهيم» گفت: پاسخ دادند: مشربۀ ام ابراهيم قناتى بيش نبوده و من در آن مسجدى نديدم. فقط محوطهاى محصور به چهار ديوار بوده و هست.
يكى از فرزندان «عمرى» به نام «كاظم» از طلاب و دانشجويان حوزه و دانشگاه است و به تحصيلات مزدوج خود در «احساء» ادامه مىدهد، و دروس سطح را در حوزۀ علميۀ احساء فرا مىگيرد.
از وى پرسيديم: شخصى به نام حاج ميرزا على [ هستهاى] اصفهانى، كه همراه