134سر مىزند. در حديث قدسى است 1 كه خداوند فرمود:
«كبرياء رداء من است و عظمت پوشش من است، هركس با من در اين امر منازعه كند او را به جهنم مىافكنم.»
از سوى ديگر پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود 2:
«خدا بندة تائبى را نمىبخشد مگر آنكه عزيز شود و كسى براى خدا تواضع نمىكند مگر آنكه خداوند او را بلند مىكند.»
بنابراين شرط ورود به سرزمين خدا آن است كه انسان با خدا معارضه و منازعه نكند، يعنى با تكبر، لباس كبرياء و عظمت او را نپوشد، در كبريائى خود را با خدا شريك نكند و حالت كبر و عجب را از قلب خود خارج كند، لااقل اينكه از خود رفتار متكبرانه بروز ندهد و سعى كند رفتارى براساس تواضع و فروتنى داشته باشد.
ممكن است سؤالى به ذهن بيايد و آن اينكه در احاديث دسته اول كه به سكينه توصيه شده بود معناى آن آرامش، طمأنينه، وقار و سكونت نفس بيان شد، در حالىكه در احاديثى كه در ادامه ذكر شد سكينه معادل تواضع و نفى تكبر آمده است. شايد بتوان اينگونه پاسخ داد كه تواضع علت آرامش است. اگر كسى از كبر و تكبر دورى كند و براى خدا تواضع پيشه سازد، قلبى مطمئن خواهد يافت و آرامشى شايسته به قلب وارد مىشود. لذا وقار و سكونت نفس نتيجۀ تواضع است و تواضع سبب آن. بر اين اساس در حديث از سكينه به تواضع و نفى كبر تعبير شده است.
2. با پاى برهنه
از ديگر آداب ورود به شهر مقدس مكه اين است كه انسان با پاى برهنه وارد شود، كفشها را از پاى درآورد و بدون هيچ پوششى به اين شهر درآيد تا ادب خود را نسبت به