110نشان از آن داردكه مراد از امنيّت تكوينى همان امنيت اجتماعى است و امنيت اجتماعى چيزى جز امنيت تشريعى نيست.
نهايت چيزى كه از امنيت تكوينى به دست مىآيد، اين است كه اگر كسى از روى ظلم و كفر نسبت به شهر مكه قصد سوئى داشته باشد، خداوند با سرعت به حيات ظالم پايان مىدهد و اين، ويژه سرزمين مكه است. دليل اين مطلب آيهاى از سورۀ حج است:
وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحٰادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذٰابٍ أَلِيمٍ 1؛
«و هر كه را در آنجا قصد كجروى يا ستمكارى داشته باشد، عذاب دردآورى مىچشانيم.»
به نظر مىرسد از ظاهر آيه فوريت و سرعت استفاده نمىشود. آيه مىفرمايد آنانكه كافر شدند و به صورت مدام و مستمر مردم را از راه خدا باز مىدارند و مؤمنين را از ورود به مسجدالحرام منع مىكنند خداوند عذاب اليم خود را به آنها خواهد چشاند.
اين بيان همانند ديگر تعابير قرآنى در باب نزول عذاب است، ولى از آن فوريت به دست نمىآيد. گذشته از اينكه اگر هم فرض كنيم فوريت عذاب براى تجاوزگران سرزمين مكه از ويژگىهاى اين شهر مقدس است، باز اين دليلى بر امنيت تكوينى نمىشود. اگر منطقهاى براساس خواست و ارادۀ الهى به لحاظ تكوينى در امان باشد، بايد هميشه و در تمامى طول تاريخ آن محدوده مبتلا به هيچ ناامنى نگردد. امنيت تكوينى، امنيت مشروط نيست. نمىتوان گفت كه اين شهر به لحاظ تكوين امن است مشروط به آنكه اهالى آن خوب باشند؛ زيرا تمامى سرزمينها اين گونه است، چنانكه چنين امنيتى بود و نبودش مساوى است.
2. بركت
از ديگر ويژگىهاى سرزمين وحى، بركت و وفور نعمت است. مناسب است در آغاز، نگاهى به آيات قرآن داشته باشيم. يكى از مفاهيم جالب كه در آيات متعددى