109آنها از لحاظ اجتماعى هم از امنيت تكوينى برخوردار شدند هر چند اين امنيت مقطعى باشد. معناى امنيت تكوينى حرم اين نيست كه در آنجا جنگ و كشتار نباشد، بلكه خداوند آنجا را مأمن قرار داد، اما اگر مردم در آنجا به بيراهه رفتند، خداوند آنها را به قهر و غضب خود گرفتار مى كند.
به نظر مىرسد چنين بيانى از امنيت تكوينى بدين معناست كه بود و نبود آن تفاوتى نمىكند. اين امر بدين معناست كه شهر مكه امن است، مادامى كه مردم در آنجا به بيراهه نروند. اين حكم شامل همه منطقهها و سرزمينهاست و اختصاصى به مكه ندارد. يعنى بطور كلى مىتوان گفت كه هر قومى در هر نقطهاى از زمين راه ايمان و تقوا رود، خدا بركاتش را بر آن قوم ارزانى خواهد داشت كه يكى از آنها امنيت است.
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرىٰ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنٰا عَلَيْهِمْ بَرَكٰاتٍ مِنَ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ ؛
«اگر مردم قريهها ايمان آورده و پرهيزكارى پيشه كرده بودند بركات آسمانها و زمين را بهرويشان مىگشودم.» 1
و اگر قومى كجراهه روند و از مسير حق دور شوند خداوند به آنها غضب مىكند:
وَ لاٰ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمٰا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمٰا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدٰادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِينٌ ؛
«كافران مپندارند كه در مهلتى كه به آنها دهيم خير آنهاست. به آنها مهلت مىدهيم تا بيشتر به گناهشان بيافزايند و براى آنهاست عذابى خوار كننده.» 2
اساساً يكى از سنّتهاى خدا اين است كه هر قومى را با عمل خودش مىسنجد و متناسب با آن رحمت يا عذاب خود را فرومىفرستد. گذشته از اينكه ايراد نقضى مرحوم علّامۀ طباطبايى پاسخى دريافت نكرد؛ اگر شهر مكّه داراى امنيت تكوينى است هيچ ناامنى در آن نبايد رخ مىداد و اگر رخ داده است نشان آن است كه به لحاظ تكوينى، شهر امنى نيست. از سوى ديگر اين تعبير كه مكّه از لحاظ اجتماعى امنيت تكوينى دارد