108محدودۀ حرم ژرف نگرى كند، به دست مىآورد كه خداوند تا چه اندازه خيرات و بركات دينى و دنيوى به اهالى آن نازل فرموده است. تاريخ مملو از گزارشها و نقلهاى متعددى در اينباره است. سپس مرحوم علامه جواب نقضى هم از قول دوم ارائه دادهاند و آن اينكه اگر مراد امنيت تكوينى است، تاريخ خلاف آن را نشان مىدهد، فتنهها و حوادث تلخ همه نشان از آن دارند كه اين شهر به لحاظ تكوينى محل امنى نبوده است.
دانشمند فرهيخته استاد جوادى آملى ديدگاه ديگرى دارند. 1 ايشان معتقدند كه سرزمين مكه به صورت طبيعى بايد فاقد امنيت باشد زيرا از يك سو خوى مردم حجاز غارتگرى بوده است و از سوى ديگر علم و فرهنگ در اين شهر وجود نداشته است.
خداوند كعبه را محل امن و بر حسب شرافت آن، مكه را بلد امين قرار داد. آيات متعددى اين امر را اثبات مىكند كه گذشت. اما نكتهاى كه براى اثبات امنيت تكوينى بر آن سر انگشت تأكيد نهادهاند، مربوط به آيهاى از سورۀ عنكبوت است:
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنّٰا جَعَلْنٰا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النّٰاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ 2؛
«آيا ندانستهاند كه حرم را جاى امن مردم قرار داديم حال آنكه مردم در اطرافشان به اسارت ربوده مىشدند؟»
از آنجا كه «اختطاف» بمعناى ربوده شدن، امرى تكوينى است، لذا امنيتى كه مقابل آن قرار گرفته امرى تكوينى خواهد بود. از سوى ديگر حكم امنيت تشريعى پس از اسلام آمده، در حالى كه قرآن كريم امنيتى را كه از دوران جاهليت تا زمان اسلام ادامه داشته است به عنوان سند ذكر مىكند.
استاد جوادى آملى پاسخى براى اشكال نقضى مرحوم علامه طباطبايى فراهم كردهاند. اشكال اين بود كه اگر امنيت تكوينى باشد، جنگها، كشتارها و ناامنىهاى بىشمارى در طول تاريخ در اطراف كعبه رخ داده است و اينها با امنيت تكوينى سازگار نيست. در پاسخ بايد گفت همان گونه كه مردم مكه از لحاظ اقتصادى از نعمتهاى فراوانى بهرهمند شدند، با وجود اينكه مكه محل كشاورزى، دامدارى و صنعت نبود،