458او براى اين منظور، در انتهاى درهاى كه گذرگاهى به سوى منطقۀ «حنين» بود؛ فرود آمد، و دستور داد كه تمام سربازان در پشت سنگها و صخرهها و شكاف كوهها و در نقاط مرتفع اين دره، مخفى شوند. وقتى ارتش اسلام وارد اين درۀ عميق و طولانى شدند؛ همگى از مخفىگاه خود بيرون آيند، و واحدهاى اسلام را زير رگبار تير و سنگ قرار دهند و سپس گروه خاصى به ترتيب از كوه فرود آيند، و مسلمانان را در پناه تيراندازان خود از دم تيغ بگذرانند.
تجيهزات مسلمانان
پيامبر صلى الله عليه و آله از قدرت و لجوجى دشمن آگاه بود. پيش از آنكه از «مكه» حركت كند، صفوان بن اميه را خواست و 100 زره از وى به عنوان عاريۀ مضمونه گرفت، و شخصاً دو زره بر تن كرده و كلاهخودى بر سر نهاد، و بر استر سفيدى - كه به صورت پيشكش به وى داده بودند - سوار شد و در پشت سر ارتش اسلام حركت كرد.
ارتش اسلام شب را در دهانۀ دره به استراحت پرداخت. هنوز هوا كاملاً روشن نشده بود كه تيرۀ «بنى سليم» به فرماندهى خالد بن وليد وارد گذرگاه «حنين» شد. قسمت اعظم ارتش اسلام در داخل دره بود، كه ناگهان، صداى پرتاب تيرها و فرياد مردان جنگجو - كه در پشت سنگها كمين كرده بودند - هراس و وحشت عجيبى در دل مسلمانان پديد آورد و تير به سان رگبار بر سر و صورت آنها باريد و گروهى در پناه همين تيراندازان به سربازان اسلام حمله بردند.
حملۀ غافلگيرانۀ دشمن، مسلمانان را سراسيمه و وحشتزده كرد. آنان، بىاختيار پا به فرار گذارده و خود بيش از دشمن به بىنظمى و به هم زدن صفوف كمك كردند. منافقانِ سپاه اسلام، از اين پيشآمد سخت خوشحال شدند. حتى «ابو سفيان» گفت: مسلمانان تا لب دريا خواهند دويد. يكى ديگر از منافقان گفت سحر باطل شد. سومى تصميم گرفت كار اسلام را يكسره كند، و پيامبر صلى الله عليه و آله را در آن گيرودار بكشد، و چراغ توحيد و مشعل فروزان رسالت را خاموش سازد.