457بىپروايى را براى فرماندهى انتخاب نمودند. در اين نبرد همۀ تيرهها به صورت يك واحد ضربتى درآمدند.
به دستور فرماندۀ كل، همۀ شركتكنندگان، زنان و احشام خود را پشتسر قرار دادند. وقتى از وى نكتۀ اين كار سؤال شد، گفت: در اين موقع اين افراد براى خاطر حفظ زنان و اموال خود، با ثبات و پايدارى كامل نبرد خواهند كرد، و هرگز فرار و عقبنشينى را به مغز خود راه نخواهند داد. 1
«دريد بن صمه»، كه پيرمردى تجربهديده و جنگ آزمودهاى بود، وقتى گريۀ كودكان و فرياد زنان را شنيد؛ با «مالك» به مشاجره پرداخت و اين كار را از نظر اصول نظامى مطرود دانست، و گفت نتيجۀ اين كار اين است كه اگر مغلوب شديد، همۀ زنان و اموال خود را به رايگان به ارتش اسلام تسليم نماييد؛ ولى «مالك» به سخن اين پيرمرد آزموده گوش نداد، و گفت تو پير شدهاى و خرد و معلومات نظامى خود را از دست دادهاى. آينده اثبات كرد كه حق با اين پيرمرد بوده، و شركت زنان و كودكان در صحنۀ نبرد جز ابتلا و دستوپاگيرى، سودى نداشت.
پيامبر صلى الله عليه و آله ، «عبد اللّٰه اسلمى» را براى كسب اطلاعات از تجهيزات و منويات و خط سير دشمن، به صورت يك فرد ناشناس به سوى آنها گسيل داشت. او در ميان لشكر دشمن به گردش پرداخت و به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله بازگشت، و اطلاعاتى در اختيار پيامبر صلى الله عليه و آله نهاد. مالك نيز سه نفر جاسوس به سوى مسلمانان روانه ساخت، تا اطلاعاتى به دست آورند.هر سه نفر، با دلى پر از رعب و هراس به سوى «مالك» بازگشتند.
فرماندۀ قواى دشمن تصميم گرفت، كمىِ افراد و ضعف روحيۀ سربازان خود را از طريقِ اعمال نيرنگ نظامى و به كار بستن اصل «غافلگيرى» جبران نمايد، و با يك حملۀ ناگهانى ارتش اسلام را دچار هرج و مرج سازد، تا نظم واحدها به هم خورد، و تدبير فرماندهى متزلزل گردد.