456
ارتش كمنظير
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در آن روز 12 هزار سرباز مسلح زير پرچم داشت. ده هزار نفر آنها از مدينه ملازم ركاب آن حضرت بودند، و در فتح مكه شركت داشتند، و دو هزار نفر آن را جوانان قريش تشكيل مىداد كه اخيراً به اسلام پيوسته بودند و رهبرى اين دسته به عهدۀ ابو سفيان بود.
چنين ارتشى در آن روز بسيار كمنظير بود. و خود همين كثرت، عامل شكست ابتدايى آنها گرديد؛ زيرا برخلاف گذشته به زيادى نفرات خود باليده، و تاكتيكهاى نظامى را به دست فراموشى سپردند، وقتى چشم ابى بكر به فزونى افراد افتاد، گفت ما هرگز از كمى نفرات شكست نخواهيم خورد، زيرا نفرات ما چند برابر افراد دشمن است. 1
ولى او توجه نداشت كه عامل پيروزى تنها داشتن نفرات زياد نيست، بلكه اين عامل در برابر ساير عوامل پيروزى كماهميت است. اين حقيقت را خود قرآن بازگو فرموده مىگويد: لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّٰهُ فِي مَوٰاطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً... . 2
خداوند در جاهاى زيادى شما را كمك كرده و بالاخص در نبرد حنين؛ شما به زيادى نفرات خود مباهات كرديد، ولى سودى نبخشيد.
كسب اطلاعات
پس از فتح مكه جنب و جوشى در مناطق قبايل هوازن و ثقيف به چشم مىخورد، و تماسهاى خصوصى ميان دو تيره وجود داشت؛ و حلقۀ اتصال اين دو گروه جوان سلحشورى به نام «مالك بن عوف نصرى» بود.
نتيجۀ نشست و برخاست آنها اين شد كه پيش از آنكه سپاه اسلام به سراغ آنها بيايد، خود آنها به استقبال ارتش اسلام بروند؛ و پيش از حملۀ مسلمانان، با به كار بردن نيرنگ خاص نظامى، ضربت مهلكى بر آنها بزنند. آنان از ميان خود جوان سى سالۀ