411در اين نقطه توقف خواهند نمود؛ و گامى فراتر نخواهند گذارد. پيامبر صلى الله عليه و آله با اين جمله به نمايندۀ قريش رسانيد كه اگر به ما شبيخون بزنيد و از بىسلاح بودن ما سوء استفاده كنيد و بر سر ما بريزيد؛ اين نيروهاى امدادى و ذخيره كه در بيرون حرم تمركز يافتهاند؛ فوراً، به كمك ما شتافته، نيرو و سلاح در اختيار ما خواهند گذارد.
قريش، از دورانديشى پيامبر صلى الله عليه و آله آگاه شدند. درهاى شهر مكه را به روى مسلمانان باز كردند. سران كفر و زيردستان آنان، شهر را تخليه كرده و در تپهها و كوههاى مجاور شهر مسكن گزيدند، تا با پيامبر صلى الله عليه و آله و ياران او روبرو نشوند، و كليه كارهاى آنها را از دور تحت نظر بگيرند.
پيامبر صلى الله عليه و آله وارد مكه مىشود
پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه بر شتر مخصوص خود سوار بود، با دو هزار نفر كه دور او را احاطه كرده، و صداى «لبَّيك اللهُمَّ لَبيك» آنها در سرتاسر شهر طنينانداز بود؛ وارد مكه شد. آهنگ دلنواز اين جمعيت فشرده آنچنان جالب بود، كه تمام مردم مكه را تحت تأثير قرار داد و در آنها علاقه و انعطاف خاصى نسبت به مردم مسلمان ايجاد نمود. در عين حال، اتحاد و يگانگى مسلمانان، رعب و ترس مخصوصى در دل مشركان پديد آورد. وقتى طنين «لبيك» مسلمانان قطع گرديد، «عبد اللّٰه رواحه» كه زمام شتر پيامبر صلى الله عليه و آله در دست او بود؛ با صداى رسا و آهنگ دلنواز خود، اشعارى را مىخواند كه دو شعر آن را در اينجا مىآوريم:
خلّوا بني الكفّار عن سبيله
اى فرزندان كفر و شرك! راه را براى رسول خدا صلى الله عليه و آله باز كنيد. بدانيد! او سرچشمۀ خير و منبع نيكى است.
بار الها! من به گفتار او ايمان دارم، و از فرمان تو در پذيرش رسالت او آگاهم. 1