410تمام نقاط سايه به سايۀ پيامبر صلى الله عليه و آله گام بر مىداشتند. همچنين، شصت شتر، كه علامت قربانى را به گردن داشتند؛ همراه خود آورده بودند. پيامبر صلى الله عليه و آله از مسجد مدينه احرام بست؛ و ديگران نيز از وى پيروى نمودند. دو هزار نفر « » لبيكگويان با لباسهاى احرام، راه مكه را پيش گرفتند، اين كاروان آن چنان شكوه و جلالى داشت، كه بسيارى از مشركان را به معنويت و حقيقت اسلام متوجه ساخت.
اگر بگوييم اين سفر، يك سفر تبليغى بود، و اين افراد در حقيقت سپاه تبليغ اسلام بودند؛ سخنى به گزاف نگفتهايم. آثار معنوى اين سفر به زودى روشن گرديد، و سرسختترين دشمنان اسلام، مانند «خالد بن وليد» قهرمان جنگ «احد» و «عمرو عاص»، سياستمدار عرب پس از مشاهدۀ اين عظمت، به اسلام متمايل گرديده، و پس از اندك زمانى اسلام آوردند.
پيامبر صلى الله عليه و آله ، از خدعه و حسد قريش مطمئن نبود. احتمال مىداد كه او و يارانش را در سرزمين مكه غافلگير كنند؛ و خون گروهى از آنها را - كه جز سلاح مسافرى چيزى با خود ندارند - بريزند. از طرف ديگر، طبق يكى از مواد پيمان، مسلمانان نبايد مسلحانه وارد مكه شوند. براى رفع هرگونه نگرانى، پيامبر صلى الله عليه و آله يكى از افسران خود، «محمد بن مسلمه» را با دويست نفر مأمور نمود با اسلحۀ لازم مانند زره و نيزه، و با صد اسب تندرو، پيش از حركت كاروان حركت نمايند، و در درۀ «مر الظهران»، كه در نزديكى خاك «حرم» 1 است فرود آيند، و منتظر ورود پيامبر صلى الله عليه و آله شوند... جاسوسان قريش كه حركت محمد صلى الله عليه و آله را تحت نظر گرفته بودند، از حمل اسلحه و فرود آمدن دويست سوارهنظام در درۀ «مر الظهران» آگاه شدند و مراتب را به سران قريش گزارش دادند.
«مُكرِز بن حفص»، به نمايندگى از طرف قريش با پيامبر صلى الله عليه و آله تماس گرفت، و اعتراض قريش را به پيامبر صلى الله عليه و آله تسليم نمود. وى در پاسخ نمايندۀ قريش گفت: من و يارانم هرگز برخلاف پيمان عملى انجام نخواهيم داد، و همگى بدون سلاح وارد حرم مىشويم. اين افسر و دويست سرباز با تمام ساز و برگى كه همراه دارند،