348هنوز افق مدينه روشن نشده بود كه آخرين دستۀ احزاب سرزمين را با ترس و وحشت فوق العادهاى ترك گفتند. آثار خستگى و فرسودگى در چهرۀ مسلمانان نمايان بود، با اين حال، پيامبر صلى الله عليه و آله به فرمان خداوند مأمور شد كه كار «بنى قريظه» را يكسره كند. مؤذن اذان گفت و پيامبر صلى الله عليه و آله نماز ظهر را با مسلمانان برگزار كرد. سپس مؤذن به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله چنين گفت: مسلمانان بايد نماز عصر را در محلۀ «بنى قريظه»، بگذارند. 1 سپس پرچم را به دست على داد، و سربازان دلير و فاتح به دنبال على عليه السلام به راه افتادند، سرتاسر دژ بنى قريظه را محاصره كردند. ديدبانانِ دژ، حركت ارتش اسلام را به داخل دژ گزارش كرده، و يهوديان فوراً درهاى دژ را بستند. از لحظۀ ورود ارتش اسلام، جنگ سرد آغاز گرديد، جهودان بنى قريظه از روزنهها و برجهاى دژ به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فحش و ناسزا مىگفتند. پرچمدار لشكر، امير مؤمنان على عليه السلام ، براى اينكه سخنان ركيك جهودان به گوش پيامبر صلى الله عليه و آله نرسد، به سوى مدينه حركت كرد، تا از نزديك شدن پيامبر صلى الله عليه و آله به اطراف دژ جلوگيرى نمايد. ولى پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود اگر چشم آنها به من افتد، از فحش و ناسزا خوددارى مىنمايند. پيامبر صلى الله عليه و آله نزديك قلعه آمد، و به آنان گفت: آيا خداوند شما را خوار و ذليل نساخت؟ 2
اين حدت و تندى از پيامبر صلى الله عليه و آله براى يهوديان بىسابقه بود. براى اينكه احساسات پيامبر صلى الله عليه و آله را خاموش سازند، گفتند: اى ابو القاسم! تو يك فرد تندزبان نبودى؟!
اين سخن آنچنان عواطف حضرت را تحريك كرد كه بىاختيار عقب رفت و عبا از دوش وى افتاد. 3
شوراى يهوديان در درون دژ
در اين شورا، حُيّى بن أخطب نضيرى كه آتشافروز جنگ احزاب بود، پس از تفرق احزاب به سوى خيبر نرفت، بلكه وارد دژ آنها شد. رهبر طايفه سه طرح