211نيست كه با امور مادى و زندگى دنيوى سروكارى نداشته باشد؛ بلكه آئينى است، در عين اينكه مردم را به تقوى و ايمان دعوت مىنمايد، از تدابير امور زندگى و اصلاح اوضاع اجتماعى آنان غفلت نمىنمايد.
اين هماهنگى (هماهنگى علم و ايمان)، تاكنون نصبالعين مسلمانان بوده است. حتى بعدها كه مراكز آموزشى به صورت خاصى درآمدند، همواره مدارس و دانشگاهها را در كنار مساجد جامع مىساختند تا به جهانيان ثابت كنند كه اين دو عامل خوشبختى از هم جدا نيستند.
داستان عمار
زمينى كه شتر در آنجا زانو خم كرد، به قيمت ده دينار براى ساختمان مسجد خريدارى گرديد. تمام مسلمانان در ساختن و فراهم كردن وسائل ساختمانى شركت كردند. حتى پيامبر صلى الله عليه و آله نيز مانند ساير مسلمانان از اطراف سنگ مىآورد. «اسيد بن حضير» جلو رفت و عرض كرد: اى رسول گرامى مرحمت كنيد تا سنگ را من ببرم. فرمود: برو سنگ ديگرى بياور. 1 از اين طريق گوشهاى از برنامۀ عالى خود را نشان داد كه من مرد عملم نه لفظ، مرد كردارم نه گفتار، در اين هنگام يكى از مسلمانان اين شعر را خواند:
لئن قعدنا و النبيّ يَعمل
فذاك مِنّا العمل المُضَلّل
هر گاه ما بنشينيم و پيامبر صلى الله عليه و آله كار كند، چنين كارى براى ما موجب ضلال و گمراهى است.
پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان موقع كار اين جملهها را مىخواندند: «لا عيش الّا عيش الآخرة اللهمَ ارحم الانصار و المُهاجرة»؛ «زندگى حقيقى همان زندگى آخرت است. پروردگارا بر انصار و مهاجر ترحم بفرما».
«عثمان بن عفان»، از كسانى بود كه به نظافت لباس و دورى از گرد و