195امشب در فراش من بخواب، و آن بُرد سبزرنگى را كه من هنگام خواب به روى خود مىكشيدم به روى خود بكش. زيرا از طرف مخالفان، توطئهاى براى قتل من چيده شده، و من بايد به مدينه مهاجرت كنم.
على عليه السلام از آغاز شب در خوابگاه پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيد. پاسى از شب گذشته بود كه به وسيلۀ چهل نفر تروريست، محاصرۀ اطراف خانۀ پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز گرديد. آنان از شكاف در به داخل خانه نگاه مىكردند، و وضع خانه را عادى ديده و گمان مىكردند كسى كه در خوابگاه پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيده است، خود او است.
در اين هنگام، پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم گرفت كه از خانه بيرون برود. دشمن اطراف خانه را در محاصره داشت و كاملاً مراقب اوضاع بود. از طرف ديگر، ارادۀ خداى قاهر بر اين تعلق گرفته بود كه رهبر عاليقدر اسلام را از چنگال فرومايگان نجات دهد. پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله سورۀ «يس» را به خاطر تناسبى كه مفاد آغاز آيات آن سوره با اوضاع وى داشت تا آيۀ ...فَهُمْ لاٰ يُبْصِرُونَ 1تلاوت نمود. بلافاصله از خانه بيرون آمد و به نقطهاى كه بنا بود برود و بعداً تفصيل آن را مىخوانيد تشريف برد. اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله چگونه دائرۀ محاصره را شكست كه مأموران متوجه نشدند، چندان روشن نيست. از روايتى كه مفسر معروف شيعه، مرحوم على بن ابراهيم در تفسير آيۀ وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا 2 نقل كرده است؛ استفاده مىشود كه هنگام خروج پيامبر صلى الله عليه و آله از خانه، تمام آنها خوابيده بودند و منتظر بودند كه بامدادان در هواى روشن به خانۀ رسول اكرم صلى الله عليه و آله هجوم ببرند؛ و تصور نمىكردند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از نقشۀ آنها با اطلاع باشد.
ولى مورخان ديگر 3 تصريح كردهاند كه آنها تا لحظهاى كه به خانۀ پيامبر صلى الله عليه و آله حمله بردند بيدار بودند، و رسول خدا صلى الله عليه و آله از روى كرامت و اعجاز چنان از خانه بيرون آمد كه آنها متوجه نشدند.
امكانِ وقوع چنين كرامتى جاى شك و شبهه نيست، ولى آيا براى اين امر موجبى در كار بوده است يا نه؟ بررسى كامل جريان هجرت، اين مطلب را