194مختلف را با بياناتى با هم سازش دهد، ولى در پارهاى موارد، موفق به رفع تناقض و اختلاف نگرديده است.
مطلب قابل توجه اين كه بيشتر محدثان سنى و شيعه، طرز مهاجرت را جورى نقل كردهاند كه بالنتيجه خلاصى و رهائى آن حضرت را مستند به اعجاز دانسته و رنگ كرامت به آن دادهاند. در صورتى كه دقت در خصوصيات سرگذشت، حاكى از اين است كه نجات آن حضرت نتيجۀ يك سلسله پيشبينى و تدبيرات و احتياطات بوده، و ارادۀ خداوند بر اين متعلق شده بود كه پيامبر خود را از طريق مجارى طبيعى نجات دهد نه از طريق اعمال قدرت. گواه اين مطلب اين است كه پيامبر متشبث به علل طبيعى و اسباب عقلى (مانند خوابيدن على عليه السلام در بستر پيامبر صلى الله عليه و آله ، پنهان شدن در غار، و... كه بعداً خواهيد شنيد) شده و از اين راه خود را خلاص نمود.
فرشتۀ وحى پيامبر صلى الله عليه و آله را آگاه مىسازد
فرشتۀ وحى، پيامبر صلى الله عليه و آله را از نقشۀ شوم مشركان آگاه ساخت، و او را وادار به مهاجرت كرد و قرار شد براى كور كردن خط تعقيب، كسى در رختخواب پيامبر صلى الله عليه و آله بخوابد؛ تا مشركان تصور كنند كه پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون نرفته و در درون خانه است. در نتيجه، تنها به فكر محاصرۀ خانۀ او باشند، و عبور و مرور را در كوچهها و اطراف مكه آزاد بگذارند.
فائدۀ اين كار اين بود، كه مأموران فقط متوجۀ خانۀ پيامبر صلى الله عليه و آله شده و در اين فرصت پيامبر صلى الله عليه و آله مىتوانست، به نقطهاى پناه ببرد كه احدى از مأموران متوجه او نشود.
حالا بايد ديد چه كسى حاضر مىشود در جايگاه پيامبر صلى الله عليه و آله بخوابد، و جان خود را فداى او نمايد؟ لابد خواهيد گفت: اول كسى كه به وى ايمان آورده، و از نخستين روزهاى بعثت، پروانهوار دور شمع وجود او گرديده است. او بايد در اين راه جانبازى نمايد و اين فرد فداكار جز على عليه السلام كسى نيست؛ از اين نظر پيامبر صلى الله عليه و آله رو به على عليه السلام كرد و فرمود: