164
آنچه مأمورى آشكار كن، از هيچ مترس، و بشارت ده، و چشمانى را روشن ساز. مرا به آئين خود خواندى و مىدانم تو پنددۀ من هستى، و در دعوت خود امين و درستكارى، حقا كه كيش «محمد» از بهترين آئينههاست.»
أو تؤمنوا بكتاب منزل عجب
على نبي كموسى أو كذي النون
«يا اينكه ايمان به قرآن سراپا شگفتى بياوريد كه بر پيامبرى مانند موسى و يونس نازل گرديده است». 1
هر يك از اين قطعات، قسمت كوچكى از قصائد مفصل و سراپا نغز ابو طالب است، كه ما به عنوان گواه، برجستههاى آنها را، كه صريحاً ايمان او را به كيش برادرزادهاش مىرساند انتخاب نموديم.
خلاصۀ سخن: هر يك از اين اشعار در اثبات ايمان و اخلاص گويندۀ آنها كافى است، و اگر گويندۀ اين ابيات يك فرد خارج از محيط اغراض و تعصبات بود، همگى بالاتفاق به ايمان و اسلام سرايندۀ آن حكم مىكرديم. ولى از آنجا كه سازندۀ آنها «ابو طالب» است، و در دستگاه تبليغاتى سازمانهاى سياسى اموى و عباسى پيوسته بر ضد آل ابو طالب كار مىكرد؛ از اين نظر گروهى نخواستهاند يك چنين فضيلت و مزيّتى را براى ابو طالب اثبات كنند.
از طرفى وى، پدر على است كه دستگاههاى تبليغى خلفا بر ضد او پيوسته تبليغ مىكردند؛ زيرا اسلام و ايمان پدر وى، فضيلت بارزى دربارۀ او حساب مىشد. در حالى كه كفر و شرك پدران خلفا، موجب كسر شأن آنها بود.
به هر حال، على رغم تمام اين سرودهها و گفتارها و كردارهاى صادقانه؛ گروهى به تكفير وى برخاسته؛ حتى به آن اكتفا نكرده و ادعا كردهاند كه آياتى دربارۀ ابو طالب كه حاكى از كفر او است، نازل شده است.
راه دوم براى اثبات ايمان او
راه دوم، طرز رفتار او با پيامبر، و نحوۀ فداكارى و دفاع او از ساحت مقدس