168اين سخن دليل است كه هدايت كننده صامت هميشه بايد همراه هدايت كننده ناطق باشد و اين دوهدايت كننده به نام قرآن وعترت هميشه باهم هستند.عدم جدايى آنها در دو بعدزمانى ومعنوى امرى حتمىاست. بلكه به يك معنا امكان پذير نيست.زيرا آنها در بعد عمل به قرآن، هيچ گاه از قرآن جدا نشدند و به هيچ عنوان بر خلاف قرآن عمل نكردند. چه آنكه رسول خدا (ص) دربعد عمل به كتاب آسمانى، هيچ گاه اعمالش جدا از دستورهاى قرآن نبود. درباره امامان نيز عدم افتراق در بعد عمل به قرآن به اين معناست كه تمام زندگى آنها در راستاى عمل به كتاب خدا قرار دارد وافتراق در اين موضوع غير قابل تصور است، زيرا عصمت از شرايط امامت ومستلزم عمل به قرآن است. در بعد زمانى نيز زمين هيچ گاه خالى از حجت خدا نبوده كه يا درجامعه حضور داشته و يا غايب بوده است. آن حديث به اين موضوع نيز اشاره دارد:
جاودانه بودن اين دو هدايت كننده آسمانى، اين ويژگىها را حتمى ساخت:
1- بايد جاودانه باشند، زمين هيچ گاه خالى از حجت نيست.
2- برتر از كلام و شخصيت همه انسانها باشند.
3- همان گونه كه كتاب آسمانى معصوم است،تمام شئون زندگى ائمه نيز از انحراف، مصون باشند.
4- هيچ كس نتواند ادعا كند كه امام معصوم است و درباره هيچ كتابى ادعا نشود كه از جانب خداست و يا با كتاب آسمانى برابر است.
5- بين كتاب آسمانى و پيشواى الهى هيچ گونه تعارضى وجود نداشته است. آن چنان نيست كه كتاب آسمانى به موضوعى دستور دهد و پيشواى الهى به موضوع ديگر.
6- كتاب آسمانى، قانون مكتوب و امام معصوم، قانون ناطق و زنده و غيرمكتوب است. از اين جهت تعارض و تنافى بين آنها منتفى است. زيرا هرچه كه كتاب خدا نفياً و اثباتاً به آن دستور مىدهد و پيشوايان معصوم نيز در زندگى