76
2-1. جايگاه اقتصاد در اسلام
بدون ترديد اقتصاد در اسلام يك هدف و مقصد نيست بلكه وسيلهاى است براى نيل به مقاصد اصلى (كمال انسانى و قرب او به خدا) است.
قرآن مجيد اموال را سبب «قوام» جامعه دانسته: وَ لاٰ تُؤْتُوا السُّفَهٰاءَ أَمْوٰالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّٰهُ لَكُمْ قِيٰاماً 1؛ چنان كه كعبه نيز مايه «قوام» مردم معرفى كرده است: جَعَلَ اللّٰهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرٰامَ قِيٰاماً لِلنّٰاسِ 2.
در عين حال مردم را از دلبستگى و «مفتون شدن» به دنيا بر حذر داشته و از آنان خواسته است هدف را با مقصد اشتباه نكنند: وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا أَمْوٰالُكُمْ وَ أَوْلاٰدُكُمْ فِتْنَةٌ 3.
حج كه تجلّى همه ابعاد اسلام و برنامههاى آن است نمىتواند با اقتصاد جوامع اسلامى بيگانه باشد.
اسلام دين رهبانيت و ترك دنيا نيست:«لَيْسَ فِي أُمَّتِي رَهْبَانِيَّةٌ». 4حج نيز كه آينۀ اسلام است، بايستى توجّه به اقتصاد را در خود داشته باشد؛ نه اينكه حج صرفاً اعمالى رياضت گونه باشد كه فارغ از سياست و اقتصاد انجام گردد.
2-2. وضعيت كنونى اقتصاد در حج
در عصر حاضر حج با اهداف و تركيب اصلى خود، بسيار فاصله دارد؛ به ويژه در بخش اقتصاد! نه تنها حج در شرايط حاضر از نظر