95شهر خود را در مكه ديدم، گفت: من به عنوان پزشك همراه كاروان آمدهام. او زمانى با تَبَخْتر مىگفت: قرآن و حتى سورۀ اخلاص را كه سورۀ كوچكى است درست نمىدانم. اما امروز ديدم چهرهاش غرق در اشك و با خضوع و خشوع در عرفات ايستاده است. باز هم شاهدى از اين زندهتر مىخواهيد؟ وقت غروب وقوف ما چنين بود و چنين حالتى را داشتيم. پيروان بعض مذاهب اسلامى نماز مغربِ روز عرفه را در اول غروب مىخوانند، ما هم آماده شديم كه نماز بخوانيم ولى چنين نكرديم. از رسول خدا صلى الله عليه و آله پيروى نموديم و براى رفتن به مشعرالحرام آماده شديم. بديهى است كه در اين كوچ كردن شتران بار بسته و آماده به حركت ما همان اتوبوسها هستند؛ مثل اينكه جاى ديگر وعده داريم و بايد به آنجا برسيم. براى همين است كه ماشينها مرتب گاز مىدهند و رانندهها پى در پى بوق مىزنند و به مردم اخطار مىكنند سوار شوند و عقب نمانند.
بله، نبايد تأخير كرد. جايى ديگر وعده داريم و نبايد تخلف نمود و يا اينكه نمىتوانيم در رسيدن به آنجا تأخير كنيم.
وقوف در عرفه سبب گرديد كه با لطف پروردگار همه با