94هرشخص نسبت به گروه و اشخاص ديگر تفاوت خواهد داشت. هركسى اين واجبات و مستحبات را نسبت به موقعيت خود به جا خواهد آورد. يك يك يا دسته جمعى، ايستاده يا نشسته، سواره يا پياده، خدا را مىخوانند و او را به نعمتى كه به آنان ارزانى داشته تا روز عرفه را درك كنند، سپاس مىگويند.
از خيمهاى كه در عرفات داشتم، جَبلالرحمه را ديدم.
جبل الرحمه، كوهى خرد است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در حجةالوداع بالاى آن رفت و براى نود هزار يا يكصد هزار همراهان خود خطبه خواند. گفتند حالا هم واعظان بالاى آن كوه مىروند و مردم را موعظه مىكنند. اما من داخل جمع مستمعانى كه آنجا موج مىزد، نشدم. همانجا كه نشسته بودم قرآن مىخواندم و در قدرت پروردگار مىانديشيدم. اين تفكر موجب شد تا به گوش دل از اين برادران كه مىكوشم تا خدا دل مرا با آنان پيوند دهد، چيزى بشنوم و آن را براى آنان بازگويم. هزاران هزار جمعيت كه در حال بانگ و خروش بودند، سكوت كردند؛ مثل اينكه همين سكوت كمك كرد كه من بيشتر در تفكر فرو روم. انبوه جمعيت با آرامش و وقار رو به قبله آورد.
صداى آنان آهسته بود. براى نخستين بار يكى از پزشكان