118مىتوان ساعتهايى را هم به عمره تخصيص داد.
نخستين رانندهاى كه با ما روبرو شد سؤالى كرد كه پاسخ آن را مىدانست: عمره؟ لازم نبود به او بگوييم براى عمره به كجا مىرويم. مىدانست كه ما را بايد به خارج حرم ببرد تا از آنجا شروع كنيم.
ما را به تنعيم برد كه نزديكترين جا به حرم است. در تنعيم مسجدى است به نام مسجد عايشه. مسجد از مردمى كه مثل ما براى عمره آمده بودند، پر بود. مستحب است دو ركعت نماز پيش از عمره را در مسجد بخوانند، ولى ما اين دو ركعت نماز را در هواى آزاد خوانديم. سپس سوار اتومبيلهاى خود شديم و از نو لَبَّيك گفتن را شروع كرديم؛ «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ.» داخل مكه شديم. به مسجد رفتيم.
هفت بار دور خانۀ كعبه را طواف كرديم. دو ركعت نماز در پشت مقام ابراهيم خوانديم. سعى ميان صفا و مروه را هم انجام داديم سپس تقصير كرديم و پس از آن طواف نساء و نماز طواف نساء را و عمره پايان يافت. دوباره لباس خود را پوشيديم.
در ميان طواف وداع و طوافهاى مستحبى ديگر فرصتى دست داد كه به خانۀ كعبه نگاه كنم. نگاه كردن به خانۀ كعبه عبادت است، آن هم چه عبادتى؛ عبادتى كه