51دارد. لذا، صدور آن از شخص پيامبر (ص) به عنوان آيهاى از قرآن محرز است و مىتواند دليلى براى عدم تحريف و تغيير ساير آيات قرآن قابل استدلال به شمار رود. با اين تقرير، لازم نمىآيد كه قرآن كريم حجّيت خود را از ناحيۀ اهل بيت(عليهم السلام) گرفته باشد.
ب - آيۀ نفى باطل
وَ إِنَّهُ لَكِتٰابٌ عَزِيزٌ* لاٰ يَأْتِيهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ؛ 1 يعنى: «همانا قرآن كتابى ارزشمند است كه هيچ باطلى از پيش رو يا پشت سرش به سراغ آن نمىآيد و فرو فرستادهاى از جانب حكيمى ستوده است».
اين آيۀ شريفه وقوع هرگونه تحريف و تغيير در قرآن را نفى مىكند و بر مصونيت آن در برابر آميختگى به باطل پاى مىفشارد.
ج - حديث متواتر ثقلين
چنانچه پيشتر براى اثبات مسألۀ عصمت اهل بيت(عليهم السلام) اشاره شد، حديث شريف ثقلين بر تحريفناپذيرى قرآن كريم مانند عصمت اهل بيت(عليهم السلام) دلالت دارد.
زيرا تمسّك به آن را همانند تمسّك به ثقل اصغر واجب، و مايۀ عدم ضلالت مردم تا روز قيامت معرّفى